ایران جمعهبر سر یک کاریکاتور چنان غائله ای برپا شد در شهرهای آذری زبان که همه را غافل گیر کرد. مانا نیستانی از کاریکاتوریست ها بنام و توانای کشورمان کاریکاتوری را کشید در ایران جمعه که واکنش هموطنان آذری زبان ما را در پی داشت. اما اوج گرفتن این اعتراضات و تعطیلی تبریز و خشونت آمیز شدن ماجرا در مقایسه با محتوای کاریکاتور که فقط از هویت آذری خارج شدن کلمه سنه نه از دهان یک سوسک را داشت کمی عجیب و غیرعادی به نظر می رسد. این سوسک ها از اول کاریکاتور با زبان فارسی درحال صحبت بودند پس یک کلمه ترکی نمی بایست چنین ماجراهایی را منجر شود که از شدت اعتراضات امام جمعه زنجان از سر احساس تاب تحمل از کف بدهد و حکم اعدام را برای توهین کنندگان خواستار شود. اگر واقعا این کاریکاتور زشت و توهین آمیز بود پس می ایرانباید تمام ایرانیان نیز اعتراض کنند چون سوسک ها تماما فارسی حرف می زدند.
این اعتراضات آنقدر گسترده شد که شک ها را برانگیخت وگرنه برای یک کاریکاتور ساده که اینچنین نمی کنند و جو احساسی اینگونه نمی شود که مردم تبریز فارسی حرف زدن را در خیابان های شهر تحریم کنند. این دیگر فراتر از یک اعتراض معمولی به توهین به قومیت هاست این خود برتری طلبی قومی است و تمامیت ارضی ایران را به خطر می اندازد.
در زمان محمد علی شاه قاجار بود که شیخ محمد خیابانی ، این آزادمرد مشروطه ابتدا با شعار ایرانی آزاد به مبارزه برخاست اما بعدها به گمراهی رفت و با تاسیس فرقه دموکرات درفش جدایی علم کرد و نام آذربایجان را حتی به «آزادی ستان» تغییر داد و خود شد رهبر آن بدون نظارت قوای حکومتی. سال ها بعد در زمان پهلوی ها پیشه وری خسته از نامهربانی های یاران سابق در حکومت و مجلس و حزب توده عزیمت به دیارش کرد و با تشکیل دوباره فرقه دموکرات خود را رییس جمهور آذربایجان نام نهاد. حتی زمان ستار خان و باقرخان دو مبارز برزگ و آزاده ایران در زمان مشروطیت وقتی دول خارجی و مشروطه خواهان پایتخت نشین خبر از شلوغی های تبریز شنیدند از ترس این دو سردار مبارز آن ها را به تهران فراخواندند و وقتی آن دو قدم به تهران نهادند و در پارک اتابک ساکن شدند بعد از یک سال برخی از مشروطه خواهان از ترس قدرت گرفتن آذری ها ژنرال یپرم خان ارمنی ، یار و دوست دو مبارز تبریزی و نماینده ستارخان در گیلان، را به پارک اتابک فرستادند تا یکی را بکشد و دیگری را از ناحیه زانو زخمی نماید.
این تاریخ نشان می دهد که آذری ها مردمانی شجاع و دلیر هستند اما مبارزه شان بعضا منجر به طرح شعارهایی مبنی بر جدایی از ایران می شود. سال هاست که در آذربایجان ایران صحبت از وجود گروه بابک خرمدین می شود و جنبش پان ترکیسم. خطری بزرگ برای تمامیت ارضی ایران عزیز که شامل اقوام ترک و کرد و گیلک و لر و... است و همه باهم برابر و به یک اندازه عزیز. به باور من در شلوغی های تبریز که به دیگر شهرهای آذری زبان هم کشیده شده است این جنبش نیز کم تاثیر گذار نمی باشد حتی اگر نظرم همانند نظر حسین شریعتمداری ، سردبیر کیهان باشد. وگرنه یک کاریکاتور آن هم به آن کاریکاتوری که شرحش رفت و واقعا چیزی نبود و اگر درمورد هر قوم دیگری کشیده می شد مطمئنا چنین اعتراضاتی را در برنداشت که نمی تواند به تعطیلی شهرهای آذری زبان منجر شود و دانشگاه ها و معابر عمومی مملو از حوادث خشونت آمیز شود.
در این بین باید به زیرکی حاکمیت هم اشاره کرد. اگرچه در ابتدا کوتاهی کرد و بعضا در دانشگاه ها به ابزار خشونت آمیز متوسل شد اما با فزون شدن اعتراضات خود به جمع معترضین پیوست و ائمه جماعت تندتر از معترضین شدند و تلویزیون هم صف های تجمع آمیز گسترده و طولانی ای نشان می داد که شعارهای حکومتی بر پرده ها نقش بسته بود. بدین ترتیب توانست این اعتراضات را از کنترل سوء استفاده کنندگان خارج سازد.
ختم کلام آنکه ایران یک کشور بزرگ است متشکل از اقوام مختلف. همه این اقوام چه ترک و کرد و لر و گیلک و عرب و ترکمن و غیره در ساختن ایران نقش دارند به یک اندازه و همه در وهله اول ایرانی هستند. پس حفظ یکپارچگی ایران برهر چیز دیگری ارجحیت دارد.