سکوت رسانه ای

تقریبا هیچ خبر مهمی توسط روزنامه ها و رسانه های داخلی کشور مخابره نمی شود. سیاست که پرمخاطب ترین حوزه دلمشغولی کنونی ایرانیان شده است هیچ جایی در رسانه های داخلی ندارد و آن چند صفحه ای هم که بالایش نام سیاسی خورده است خالی از مطالب مبتنی بر حقایق عرصه سیاسی فعلی و وقایعی است که زیر گوشمان در حال رخ دادن است.
ماجرای انرژی هسته ای که به یک مساله ملی تبدیل شده است و در شرایط فعلی هیچ تحلیلی بر آن نمی توان داشت در روزنامه های داخلی. اما سایر رویدادها هم مشمول این اصل قرار گرفته اند. از اخبار مربوط به ماجرای اعتصاب سندیکای کارگران اتوبوسرانی ، درگیری با دراویش در قم ، برخورد با وبلاگ نویسان و ده ها خبر دیگر از این دست هیچ یک راهی به ستون های خبری مطبوعات کشور ندارند.
می گویند خودسانسوری بدتر از اعمال سانسور از جانب دیگران است. چه در آنصورت آنقدر جلوی قلمت را می گیری که قلم هم عادت می کند به ننوشتن. این حکایت روزنامه های ما شده است. پس از توقیف ده ها نشریه در سال 79 دیگر مطبوعات آرام تر شدند و بی قراری گذشته را نداشتند. این فضا با تعطیلی چند نشریه دیگر و تولد یکی دو روزنامه جدید ادامه داشت که ماجرای انرژی هسته ای اوضاع ایران و حتی دنیا را حساس کرد و فضای آزاد خبری محدودتر از گذشته شد. روزنامه نگارانی که در داخل بودند پس از تجربه سال 79 خودسانسوری را یاد گرفتند و حال در روزهایی انیچنین حساس خودسانسورتر از گذشته شده اند به گونه ای که حتی بسیاری از خیر نوشتن نیز گذشتند. روزنامه ای مانند شرق که برای همه امید طلوعی دوباره بود آنچنان در چنبره خودسانسوری گرفتار آمده است که حتی در بسیاری از مواقع از رسالت مطبوعاتی اش نیز دور می شود و برای ماندن هر خبر و هر عکسی را تزینن صفحه اولش می کند. از آن بدتر روزنامه اعتماد ملی است که با وجود تحریریه بسیار حرفه ای اش همگان را خوشحال از تولد روزنامه ای اصلاح طلب کرده بود اما از همان ابتدا، گام اول را آنچنان سست برداشت که امیدواران و خوشبینان از آن نیز دل کندند. دیگر روزنامه های به اصطلاح اصلاح طلب نیز که مدت ها بود از خود نشانی و صحبتی برجای نگذاشته بودند و فقط برای این منتشر می شدند تا منتشر شوند.
در حوزه وبلاگ نویسی و سایت های اینترنتی هم وضع به همین منوال است. آن هایی که در داخل فعالیت می کنند – ازجمله من – و در نبود روزنامه های متعدد ناچارند روبه سوی فضای مجازی بیاورند نیز از ابتلا به بیماری خودسانسوری مصون نیستند. آن ها با ترس به کارشان ادامه می دهند و هرچند که بسیاری مانند من خط قرمز ها را رعایت می کنند و حتی از حجم کارشان در این دوره حساس کاسته اند اما تردید در نگاهشان به آینده موج می زند.
آن هایی هم که درخارج هستند به علت دوری از گردش اطلاعات در داخل و اخبار واقعی کم اطلاعند و اطلاعاتشان در حد ارتباط با دوستان داخلی و سایت های خبری مختلف است و این وظیفه داخلی ها را برای انعکاس اخبار واقعی و حقیقی دوچندان مهم می کند. در این جاست که از مطبوعات داخلی انتظار می رود که تاحد ممکن بر ترسی که بر آن ها مستولی شده غلبه کنند و حداقل اخباری را که مخالف خط قرمز ها است را انتشار دهند. مطمئنا درج اخبار اعتصاب کارگران یا نوشتن گزارش هایی مبنی بر اعتراض معلمان ، وضعیت بد بیمارستان ها و بیمارهای خاص ، درج اخبار کوتاه زندانی شدن فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و با خبر کردن مردم از وضعیت آن ها و ده ها موارد دیگر که الزاما سیاسی هم نیستند مخالف با خط قرمز ها نیست و هیچ بخش نامه ای نیز برای عدم درج آن ها نیامده است تا خلاف منافع ملی باشد. اما ظاهرا مطبوعات داخلی ترجیح می دهند که به هر قیمتی منتشر شوند تا مبادا گزک به دست بعضی ها ندهند حتی برای کوچکترین برخوردی. در فضایی که آزادی اخبار هم به سود مردم است و هم به سود حکومت مطبوعات در چنبره ای گرفتار آمده اند و آنقدر عادت کردند به خودسانسوری که ترک آن عادت برایشان وحشتی دوچندان دارد. ترسم این است که دولت ها هم عادت کنند به این وحشتی که بر اهالی مطبوعات مستولی شده و این خنثی بودن مطبوعاتمان.

تندروی به نام «دین» و «آزادی» را محکوم کنیم

در مطلب قبلی ام تازه ابراز امیدواری کرده بودم که کشورهای اسلامی و عربی را درماجرای کاریکاتورهای توهین آمیز عقل به کله آمده و دست از تندروی ها و خشگ اندیشی ها برداشته اند و به راه های آرام و مدنی دست یازیده اند. بعد هم دعا کردم که مبادا دولت ایران در این شرایط سخت جهانی تحمل از کف دهد و با تندروی ها همراهی کند و به عبارتی بند را به آب دهد. اما نشد که نشد. تحریم های خود جوش کالاهای دانمارکی که یک کار مدنی بود و نه از سوی دولت ها، تبدیل شد به آتش زدن سفارت دانمارک در بیروت و امارات و ایران. دیگر کشورهای عربی نیز بیکار ننشستند و از رقبایشان در تندروی ها عقب نماندند و هریک شیرین کاری مخصوص به خود را جلوی سفارت خانه کشورهای اروپایی راه انداختند. یکی پرچم آتش زد ، یکی وارد سفارت خانه شد و یکی هم اصلا خود سفارت خانه را به آتش کشید. در برخی از کشورها که گروه های خشگ مغز و تندرو سبقه ای طولانی دارند خود این کارها را انجام دادند و در برخی دیگر از کشورها که مردمانش به صلح دوستی شهره اند مانند ایران وابستگان دولتی – نه خود دولت - به اعتراض برخاستند.
اینگونه است که اگر تا چندی پیش دنیا بر سر ماجرای کاریکاتورها به جهت اعتراضات مدنی مسلمان چهره ای مظلوم و حق به جانب از آن ها ساخته بود و بسیاری از شخصیت های بزرگ دنیا از مسلمانان عذرخواهی کرده بودند حال موج تبلیغات به سود تندروهای اروپایی و غربی برخواهد گشت و دوباره تر و خشک در بین مسلمانان بایکدیگر می سوزند. حال دیگر مسلمانان آن انسان های آرام و مظلوم چندروز پیش نیستند که رفتار معقولشان موجب همدردی مردم اروپا هم شده بود حال باردیگر غربیان چهره ای خشن از مسلمانان به تصویر می کشند در حال آتش زدن پرچم یک کشور آرام و صلح دوست. باردیگر اقلیت تندرو و رادیکال اسلامی بر اکثریت صلح دوست مسلمان غلبه کرد و در سیاه تر کردن یک دین نبوی گام دیگری برداشت.
در این چندروز گذشته که موج نارضایتی مسلمانان دنیا در یک اتحادی بی نظیر تندروهای غربی را گنگ و لال کرده بود اما نتوانست تندروهای هم مسلک خود را آرام در خفا نگه دارد و این موج آرام موجب همراهی تندروها شد تا آن ها به شیوه خود اعتراض کنند و باردیگر دنیا را علیه ما متحد سازند.
تندروهای هردو گروه چه آن ها که از توهین به دینشان سوءاستفاده می کنند و هر توهینی را با خشونتی جواب می دهند و چه آن ها که آزادی بیان را تقدس می بخشند و جنبه ای روحانی و دینی به آن می دهند و از آن سوءاستفاده می کنند هردو به یک اندازه در خراب کردن این دنیای آرام و به خاک و خون کشاندن این مردم صلح دوست مقصرند.
در مقاله قبلی ام بسیاری بر من تاختند که «ای آقا چرا به آزادی بیان توهین می کنی مگر چه توهینی شد به پیامبر و مگر نباید تابو ها را شکست» حال همان ها خواهند گفت «دیدی که دفاعت بی جا بود. مسلمانان را چه به اعتراضات مدنی ، دیدی دوباره سر یک کاریکاتور ناقابل دنیا را به اعتراض واداشتند.»
اما دوباره می گویم که اگر کاریکاتوری میلیاردها نفر را به خشم آورده و ناراحت کرده پس توهینی درخود داشته و ما را چه به دخالت در کار دیگران و تعیین و تکلیف برای عده ای دیگر که نه اینطور نیست و کشیدن تصویر حضرت محمد گناه نیست و باید تابو شکست. آخر چه کار داریم به اعتقاد دیگران. مسلمانان دوست ندارند تصویر رسولشان کشیده شود چه آزاری می رساند به عده ای که اینقدر درپی محکوم کردنشان هستند. حتی نیک آهنگ کوثر نیز که به خاطر کاریکاتورش به زندان رفته بود از این کاریکاتورها دفاع نکرد و اقدام طراحانش را محکوم کرد. آن کاریکاتورها دموکراسی را زیرپا گذاشت. آزادی بیان که نباید حقوق اقلیت ها را نادیده بگیرد. در عین حال می گویم به همان اندازه اقدام هایی نظیر آتش کشیدن سفارت نیز محکوم است. چه آنکه فضای همدردی اروپاییان با مسلمانان را دوباره به فضای پرازکینه غرب و شرق تبدیل کرد. باور کنید دموکراسی در هردو گروه جایی ندارد. اولی به بهانه آزادی ارزش ها را به مسلخ می کشانند و جنگ ها را موجب می شوند و دومی به نام دین دموکراسی و آزادی را به قربانگاه می برد و خشونت را ترویج می کند. هر دو محکوم است.

توهین به پیامبر اسلام ، توهین به دموکراسی

بعد از چاپ کاریکاتور های توهین آمیز پیامبر اسلام در روزنامه دانمارکی انگار نوبت به یکی دو روزنامه سوئدی و نروژی رسیده که با همتای دانمارکی خود مسابقه بگذارند سر توهین به محمد رسول الله.
به شخصه آدم مذهبی ای نیستم اما شدیدا به احترام به حقوق دیگران معتقدم. از این روست که چاپ این کاریکاتورها را محکوم می کنم. دانمارکی ها می گویند ما دین را فدای آزادی بیان نمی کنیم اما آیا آزادی بیان از نظر آن ها حتی توهین به اعتقادات دیگران را نیز شامل می شود؟ مگر قاعده دموکراسی و رعایت حقوق فردی و آزادی بیان این نیست که تا جایی مجاز است که وارد حریم دیگری نشود و او را آزار نرساند پس چرا در این کشورهایی که اینچنین ادعای آزادی دارند خود حقوق اقلیت ها را زیرپا می گذارند؟ آیا در این کشورها توهین به حضرت مسیح آزاد است؟ یعنی هیچ خط قرمزی برای مطبوعات در این کشورها وجود ندارد؟ در تمام کشورهای دنیا حتی دموکراتیک ترینش که آمریکا باشد مطبوعات خط قرمز ها دارند. قانون در هر کشوری که حاکم باشد خود نوعی خط قرمز است و صریحا می گوید که مطبوعات وارد کدام حریم ها نشوند. حریم شکستن در همه دنیا جرم است حتی در لیبرال ترین کشورها . اگر کسی یا جماعتی آزرده خاطر شد با کوچکترین شکایتی دادگاهی تشکیل می شود و اگر هیات منصفه جرمی تشخیص داد در نشریه تخته می شود. این اصل دموکراسی است ؛ احترام به حقوق دیگران و حتی اقلیت ها. حال چگونه است در قلب اروپا که مدعی حقوق بشر است اینگونه رفتار می شود با اعتقادات دیگران و دریغ از یک برخورد کوچک. هرچند که سایر کشورهای اروپایی و حتی اتحادیه اروپا از مسلمانان عذرخواست و این اقدام را محکوم کرد.
کشورهای اسلامی هم همه متحد شده اند و به این اقدام اعتراض کرده اند و مردمانش حتی به صورت خودجوش کالاهای دانمارکی را که فروش زیادی هم در خاورمیانه دارند تحریم کرده اند و با پیام های کوتاه از طریق موبایل نام این شرکت ها را به یکدیگر معرفی می کنند که مبادا آن جنس خریداری شود. حتی فروشگاه ها هم بر سر درشان نام شرکت ها رانوشته اند و گفته اند که اجناسشان را نمی فروشند.
اولا که جای خوشحالی و امیدواری دارد که کشورهای غیردموکراتیک عرب راه های مسالمت آمیز و اعتراض کردن معقولانه را فرا گرفته اند و با تهدیدهای بدوی گونه و شاخ و شانه کشیدن ، داد و فریاد وااسلاما راه نینداختند. دوم هم اینکه وزیرخارجه ایران هم به این امر اعتراض کرد فقط خداکند اعتراضش در همین سطح بماند و بیشتر از این دست گل به آب ندهند.
در ضمن ساده اندیشی است اگر کسی بگوید اروپاییان به این خاطر چنین توهین هایی می کنند که کشورهای مسلمان دنیا را به آشوب کشانده اند و غربیان از ناحیه اینان احساس خطر می کنند حتی اگر این نظر که دنیا از ناحیه خاورمیانه احساس خطر می کند درست باشد بازهم توجیه مناسبی برای توهین به مقدسات اسلام نیست.
احترام به ادیان الهی و پیروانش حتی اگر خود معتقد به آن ها نباشی اصل انسانیت و دموکراسی است. توهین و تحقیر دیگران دردی دوا نمی کند و جز نژادپرستی معنایی ندارد و تنها نتیجه اش انتشار خشونت است. به همین دلیل و برای دفا ع از دموکراسی است که می گویم باید این اقدام روزنامه دانمارکی و به تبع آن روزنامه های سوئدی و نروژی را محکوم کرد و از راه های دیپلماتیک و دموکراتیک به مقابله با اقدامات بعدی از این دست برخاست.

آمریکا و روسیه و پرونده هسته ای ایران

شش کشور عضو دايم شورای امنيت سازمان ملل متحد (آمریکا ، روسیه ، چین ، آلمان ، انگلیس و فرانسه ) در مورد ارجاع پرونده هسته ای ايران به اين شورا به توافق رسيده اند اما یک فرصت یک ماهه به ایران دادند تا قبل از رفتن پرونده به آژانس مشکلش را حل کند و به عبارتی با طرح غنی سازی در خاک روسیه موافقت کند. غنی سازی در کشوری که بیشتر از هرکشور دیگری در دنیا به ایران صدمه رسانده.
اگر آمریکا در تمام جهان جنایت کرد که کرد شوروی سابق هم همین کرد و تانک هایش را در طرفه العینی به کشورهای اروپای شرقی می فرستاد و معترضین را به قتل می رساند. اگر آمریکا رهبران ساندنیست ها در نیکاراگوئه را به قتل رساند یا چه گورا را در بولیوی و یا هزاران تن دیگر را در ویتنام ، شوروی هم همین کرد و حتی بدتر از این صدها هموطن ما را در سرمای کشنده سیبری زنده به گور می کرد. اگر آمریکا عامل کودتای 28 مرداد بود شوروی که هزاران کیلومتر خاک ایران را از ما جدا کرد در قراردادهای ترکمانچای و گلستان. اگر آمریکایی ها حق کاپیتالاسیون داشتند روس ها که هرچه می خواستند در ایران می کردند و هروقت اراده می کردند قصد جدایی تکه ای از خاک عزیزمان را کردند . مگر غائله آذربایجان را یادتان رفته. اگر آمریکا طرح استقلال خوزستان را در سر دارد روسیه هم همچنان از جریان پان ترکیسم و جدایی آذربایجان به طور غیر رسمی حمایت می کند.اگر در پرونده هسته ای آمریکا مخالف ایران است روسیه که بی شرمانه پیشنهاد غنی سازی در خاک خودش را می دهد - ارواح ننه اش به فکر ما است - در ضمن مارمولک صفتانه در عین اینکه خود را دوست ایران نشان می دهد با آن چین کمونیست که کمترین وجهه اشتراکی با ایران ندارد و همچنان نیز مخالفینش را از زیر تانک ها عبور می دهد به ضرر ایران تا به حال رای داده اند مثل آمریکا. اگر آمریکا به عراق و افغانستان حمله کرد و هزاران نفر از برادران مسلمان ما را کشت ، روسیه هم که همواره به چچن حمله می کند و آن یکی برادران مسلمان ما را می کشد. پس چرا چاکمان را برای آن ها پاره کردیم اما برای این یکی نه. مگر می شود آمریکا شیطان بزرگ باشد و بعد روسیه خوب و فرشته نجات ما.
روسیه به اشغالی همان آمریکا است ، به جنایت کاری همان ها ، به حیله گری همان کثافت ها ، به تخم سگی همان دیوس ها اما آمریکا شرافتمندانه می ایستد و می گوید این منم و حتی معذرت خواهی می کند از ملت ایران برای کودتای 28 مرداد – که بخورد توی سرش- اما روس های مو بور مکار قصه کی بود کی بود من نبودم را تعریف می کنند و با خوش رویی و قیافه خوشگلشان دل از آدم ها می ربایند و بعضی ها را خر می کنند. آخر آدم در روز روشن بیاید بگوید فن آوری هسته ای تان را بدهید به ما تا در داخل خاکمان بهره برداری کنیم و به شما بفروشیم؟ شاید فکر کرده اند زمان قاجار است که امیدوارم اشتباه کرده باشند. لااقل آمریکا یک خوبی دارد و آن این که همه کشورهای دنیا در قبال این خونخوار بزرگ دموکرات شده اند اما روسیه نه تنها مخالف دموکراسی است که هم اکنون در کشور خودش هم اجازه آزادی مخالفین که بخورد توی سرش ، آزادی منتقدین را هم نمی دهد. پس چه امتیازی این روسیه مادر به خطا دارد که آمریکای بی پدر ندارد. چرا بازهم می خواهیم به این مردان یخی امتیاز بدهیم آن هم در دنیایی که کسی روسیه را به هیچ چیز خودش هم به حساب نمی آورد. لااقل با گفت و گو، نه ایجاد رابطه با آمریکا، می توانیم امتیازاتی بدست بیاوریم. هرچه باشد آمریکا ما را برای سیاست های خاورمیانه اش احتیاج دارد اما روسیه فقط می خواهد از کلاه ما برای خودش نمدی بسازد و مرتبا سرما را کلاه بگذارد وگرنه با دادن امتیازاتی به امریکا می توانیم امتیازاتی هم کسب کنیم. یک معامله پایاپا است اما معامله با روسیه یک طرفه است ما به آن ها پول می دهیم و فقط آن ها به ما لطف می کنند دانشی را می دهند که خودمان هم داریم اش اما چون با تمام دنیا ور افتادیم نمی توانیم استفاده از آن کنیم. خب اگر چند سالی بی خیال آن شویم و اعتمادها را جلب کنیم چه عیبی دارد دوباره می توانیم به فن آوری اش برسیم و حتی بمب هم درست کنیم برای دفاع از خودمان. مگر دیگر کشورها نکردند. به خدا همین فردا پس فردا است که بورکینافاسو هم صاحب بمب می شود و ما همچنان اندرخم یک کوچه گرفتار دعوای بچه گانه مان با آمریکا هستیم. آخر این رفتار ما با عقل جور در می آید؟ گفتم عقل ، آخ که چه گوهر گرانبهایی است در این دوره زمانه...

سرکوب اعتصاب کارگران شرکت واحد

1-دومين اعتصاب کارگران شرکت واحد با برخورد شديد امنيتي سرکوب شد. صد ها تن از کارگران و خانواده هاي آنها مورد ضرب وشتم قرار گرفتند و چند اتوبوس، کارگران دستگير شده را به بند ويژه امنيتي زندان اوين برد. خدا به این بندگان رحم کند . درکشوری که مطالبات صنفی زحمتکشانش تحمل نمی شود چه انتظار است نسیم آزادی و دموکراسی را.

2- آرش سیگارچی روزنامه نگار و سردبیر سابق روزنامه گیلان امروز که قبلا به 14 سال زندان محکوم شده بود حکمش در دادگاه تجدیدنظر به 3 سال کاهش یافت. او امیدوار است که در استیناف به دیوان عالی تبرئه شود. برایش دعا کنید.

3- شما از من نشنیده بگیرید اما یکی از همکاران وقتی از یکی از اعضای سرشناس کمیسیون امنیت ملی مجلس درباره بمب گذاری های اهواز سوال کرد اینچنین جواب شنید: ما مطمئنیم که کار بیگانگان بوده. حتی سقوط هواپیمای فرماندهان سپاه هم کار آن ها بوده و با رادارهای الکتریکی این کار را کردند!!!

4- با حبیب الله پیمان مصاحبه کردم درباره رابطه سرمایه داری و دولت در ایران و همچینین با ابراهیم یزدی ، هرمیداس باوند و شمس الواعظین مصاحبه کردم درباره پیروزی حماس در انتخابات فلسطین که در روز چاپ شده است. نگران نباشید طبق گفته این کارشناسان مسایل بین الملل با پیروزی حماس روند صلح در خاورمیانه تهدید نمی شود شاید به تاخیر بیفتد اما شدنی است. دیگر کسی در جهان نمی تواند جلوی صلح را بگیرد چون مردمان هر دو کشور این را می خواهند.

5- سایت انتخاب خبر داده که مسعود بهنود از سردبیری روزنامه الکترونیکی روز کناره گیری کرد. بعد نوشت که روزنت توسط گروه مسعود بهنود ، ابراهیم نبوی ، نوشابه امیری و حسین باستانی منتشر می شود . جایتان خالی از ما هم به عنوان خبرنگاران جوان و حرفه ای نام برد. کلی ذوق کردیم اما بعد ترس برمان داشت و با بهنود تماس گرفتیم اما وی گفت که ما همچنان در خدمت شماییم و وقتی ما شنیدیم که بهنود همچنان در خدمت ماست از خوشحالی پر در آوردیم. آخر هم نفهمیدیم که عزیزان انتخاب این خبر را از کجایشان درآورده بودند.

آيت الله صانعي در گفت و گو با روز:
مشروعيت حکومت، منوط به راي مردم است
بابک مهديزاده

آيت الله صانعي در گفت و گويي اختصاصي با روز، از بي اعتنايي به آراي مردم، و نيز خرافات و جريانات خلاف عقل و دين سخن گفته است. وي همچنين از گنجي حرف زده است و اينکه: گنجي بايد آزاد شود.

گذاشتن قرار مصاحبه با آيت الله صانعي آنقدرها هم که فکرش را مي کردم سخت نبود. با چند ايميل و رد و بدل و چند شماره تلفن قرار شد که در يکي از روزهاي سرد زمستاني همراه همکام آرش بهمني راهي قم شوم تا با اين روحاني که سابقه زيادي در انقلاب دارد و اکنون هم در زمره روحانيون مترقي و اصلاح طلب محسوب مي شود گفت و گو کنم. موضوعات زيادي براي گفت و گو در ذهن مان بود؛ از رواج خرافات گرفته تا وضعيت حقوق بشر در ايران ، از اينکه آيا او که يک انقلابي بود به اهدافش از انقلاب دست يافته يا نه. از دليل سکوتش در اين سال ها و پست هاي دولتي که داشت والان ديگر ندارد و... و در آن يک ساعت مصاحبه همه را هم پرسيديم و ايشان هم با رويي گشاده و مهربان به ما جواب داد. در پايان هم رو به ما کرد و گفت: "شما هدفتان خير است انشاءالله موفق شويد." اما قانون نانوشته اي در دفاتر مراجع تقليد است که اينگونه حکم مي کند که هيچ ضبطي روشن نشود و هيچ نتي برداشته نشود. اين فقط و فقط وظيفه مسئولين دفتر مراجع تقليد است. اينگونه بود که پس از دو هفته تنظيم مصاحبه توسط آقايان، بسياري از سئوالات حذف شد و بسياري از پاسخ هاي صريح و جالب و انتقادات تند و تاثيرگذار يک روحاني بلند مرتبه از ديد شما خوانندگان پنهان ماند. اما حيفم آمد که جمله آيت الله صانعي را درباره وضعيت اکبر گنجي در مقدمه اين مصاحبه نياورم: "وضعيت آقاي گنجي را پيگيري مي کنم. از همان اول هم به آقايان گفتم که اين زنداني را آزاد کنيد. نگذاريد هزينه بيشتر از اين شود. اگر بازهم خطا کرد بگيريدش و زنداني اش کنيد، اما الان آزادش کنيد".

به هر حال ما حصل تنظيم مصاحبه يک ساعته با آيت الله صانعي توسط دفتر ايشان را بخوانيد:

سلب آزادي هاي قانوني

گسلب آزادي هاي مشروع و قانوني باعث مي شود که مردم براي رفع گرفتاري ها و مشکلات خود به جاي توسل به عقل و علم و دين و ائمه معصومين [ع] به خرافات و موهومات و کارهايي که در اسلام نبوده، متوسل شوند. "آيت الله العظمي صانعي" ضمن بيان مطلب فوق مي گويد: "هرگاه مردم از علم و انديشه و فکر بازداشته شوند و نتوانند و يا احيانا نگذارند از دين واقعي و اسلام حقيقي استفاده کنند، طبيعي است که به جاي گرايش به عقل و علم و دين، به سمت خرافات و موهومات و در واقع خلاف عقل و دين حرکت مي کنند. و اين مطلبي است که در طول تاريخ اسلام وجود داشته است."

ايشان با بيان اينکه از صدر اسلام تا کنون هرگاه اسلام يک حرکت رو به رشدي در جامعه آغاز کرده و يک آگاهي براي جامعه آورده است، به تبع آن رواج خرافات به عنوان يک عامل بازدارنده رشد جامعه و حرکت مردم به طرف اسلام در دستور کار مخالفان اسلام ناب قرار گرفته، مي افزايد: "هدف عمده بانيان اين حرکت اين بوده که مردم را به تدريج از اسلام جدا کنند و جلوي گرايش ديگران را نيز به اسلام بگيرند."

مبارزه با حرکت امام

آيت الله صانعي که شاگرد امام خميني نيز بود، با اشاره به حرکت تاريخي امام [ره] در ايجاد نهضت و انقلاب مبتني بر احکام و آرمان هاي اسلام راستين اظهار مي کند: "امام [ره] زماني که نهضت و انقلاب خويش را آغاز کرد، نه تنها جلوي موهومات را گرفت، بلکه جلوي تمام حرکات مخالف عدالت و آزادي را هم گرفت. بشريت را آگاه کرد و آنان را متوجه آزادي و اسلام نمود منتها عوامل بازدارنده رشد جامعه براي مبارزه با حرکت امام [سلام الله عليه] در زمان ايشان با ايجاد جنگ و اختلافات داخلي و بعد از ايشان به صورت هاي ديگر به مبارزه با حرکت امام [ره] برخاستند."

بي اعتنايي به راي مردم

ايشان با بيان اينکه "به طور كلي مشروعيت اعمال حاكميت و حكومت قانوني در زمان غيبت منوط به رأي مردم است، بنابراين بي اعتنايي به رأي مردم و آنان را سياهي لشكر دانستن خود يكي از مصاديق بارز خرافه پرستي و موهومات است چرا كه منجر به استبداد و ديكتاتوري و شخص پرستي و تملق و چاپلوسي و موجب سلب آزادي هاي افراد مي گردد"، مي افزايد: «تکيه بر جنبه هاي فيزيکي امر به معروف و نهي از منکر، بي پاسخ گذاشتن اشکالات ديگران به سبک کار و عملکرد مجريان و بسنده کردن به اين جمله صرف که "اسلام اين را گفته!" و همه مسائلي که در طي زمان مردم را به اسلام بدبين مي کند، نيز از ديگر مصاديق خرافه پرستي هستند.»

آيت الله صانعي در ادامه با بيان اينکه قبلا در خصوص رواج خرافات و موهومات در بحث مهدويت مطالبي بيان شده است، مي گويد: "من امروز هيچ حساسيتي در خصوص برخي موارد که در اين خصوص بيان مي شود نمي بينم. لذا سخن امروز ما و رسانه ها بايد صرفا درد مردم باشد." ايشان با تأکيد اين مسأله که "هرگاه سخن گفتن از مردم در رسانه هاي گروهي غير از درد مردم باشد، بايد دانست که ناآگاهانه مسير را اشتباه طي مي کنيم"، اذعان مي کند: "هميشه بايد سخن گفتن از مردم با درد مردم يکي باشد و رسانه ها در اين خصوص نقش مهمي برعهده دارند."

برخورد با آزادي و مهاجرت نخبگان

ايشان همچنين در پاسخ به سئوال ديگري در خصوص علت مهاجرت نخبگان از ايران اظهار مي کند: "وقتي جلوي آزادي ها گرفته مي شود و بعضا در دانشگاه ها شاهد حرکات فيزيکي از ناحيه برخي افراد هستيم، مهاجرت امري طبيعي است."

تغيير آگاهانه دين مجازات ندارد

ايشان در بخش ديگري از گفت وگوي خويش در خصوص تفاوت حقوق بشر اسلامي و غربي مي گويد: "حقوق بشر اسلامي با حقوق بشر دنياي امروز غرب تقريبا نزديک به هم هستند و تفاوت در منشأ است بدين معنا که حقوق بشر اسلامي از وحي الهي سرچشمه مي گيرد و حقوق بشر غربي از وجدان بشري و وجدان خدادادي."

اين مرجع تقليد همچنين در پاسخ به سئوالي مبني بر اينکه آيا افراد مي توانند بصورت واقعي و نه تصنعي دين خود را تغيير دهند، خاطرنشان مي کند: "اگر اين عمل از روي تحقيق، علم و آگاهي باشد و در واقع آگاهانه منکر دين فعلي خود شود، اين مطلب قابل بحث است. اما اگر کسي علم و آگاهي به حقانيت دين خود دارد اما باز دست به انکار آن مي زند و مردم هم مي دانند اين عقيده واقعي او نيست، اين چنين کسي مستحق مجازات است."

سلام علیکم.
به سلامتی هرسه تا امتحان را خراب کردم. الانم اعصاب مصاب ندارم. لعنت به این شانس . با این حساب ترم دیگه با 24 واحد در خدمت دانشگاه زهرماری هستیم و پول نازنین را باید خرج شکم گنده عمو جاسبی و دوستان بکنیم.
اصلا گند بزنه به هرچی دانشگاه و درس و علم را. آخه منو چه به ریاضی کوفتی. خداییش حالم به هم می خوره از فرمول و قوانین خشک. اصلا بی خیال.
تو این مدت ب پرفسورا هوشنگ امیر احمدی مصاحبه کردم درباره ایران و آمریکا ، با ابراهیم یزدی هم درباره سوریه. یه گزارش هم نوشتم درباره بودجه سال 85 که چه گندی زدند به مملکت هرچند که چیز عادی و طبیعیه و الخ
اصلا بی خیال اینا مصاحبه کردم که کردم برین بخونین تو سایت روز.
با عرض پوزش فعلا خداحافظ