نقدی بر مطلب آقای جاهد منش در وبلاگ http://babi.persianblog.com/

دوست عزیزم آقای بابک جاهد منش که از قضا سابقه دوستی ما که به سرعت هم به صمیمیت رسید به انتخابات ریاست جمهوری و همکاری در ستاد ملی مذهبی ها در گیلان می رسد در وبلاگش http://babi.persianblog.com/ خاطراتی از آن زمان نقل کرد و پشیمان بود از حمایتش از دکتر معین که لزوم دیدم نقدی هرچند کوتاه و اجمالی بنویسم. اگر سودمند واقع نشد به بررسی بیشتر این موضوع می پردازم.
دوست عزیزم آقای بابک جاهد منش
می دانی که همه ما تحریمی بودیم و اگر نبود آن بیانیه ای که امضای بزرگ مرد آزاده ایران آقای سحابی پایش بود شاید هیچگاه در انتخابات شرکت نمی کردیم اما اگر آمدیم آزادانه و آگاه آمدیم. با تمام شعورمان تصمیم گرفتیم و حتی به جرات می گویم که نه تحت تاثیر سخنان مهندس سحابی بودیم و نه هیچ کس دیگر چه برسد به رضا خسروی عزیز که با تمام خوبی و دانشش در عالم سیاست عالم نیست. که اگر بودیم به قاعده باید سخنان گنجی و امثالهم را قبول می کردیم که اسطوره های ما بودند. اما فکر کردیم تحلیل کردیم و با همفکری دوستان مثل فرشاد قربانپور و آرش بهمنی تصمیم گرفتیم کاری بکنیم که هزینه ها داشت برای ما... اینگونه بود که سه نفری با تهران و شخص دکتر یزدی صحبت کردیم و پیشنهاد آن ها را برای پذیرش ستاد ملی مذهبی ها در گیلان قبول کردیم. پشیمان هم نیستیم که چرا زیر تابلوی گروهی رفتیم و یا از معین حمایت کردیم با وجود انتقادات فراوانی که از او داشتیم. حمایت از معین در آن برهه اشتباه نبود که صددرصد درست هم بود. حتما یادت است تحلیلمان از شرکت چه بود؟می گفتیم چه فایده که ما شرکت نکنیم و اما 60 درصد مردم شرکت کنند. تحریم ما درصورتی درست بود که زیر50درصد مردم تحریم می کردند تا اثرگذار می شد. مگر آقایان تحکیم وحدتی در این چند سال چه گلی بر سر ملت و حتی خودشان زدند که قاطعانه از تحریم دفاع می کردند. هرچند بگویم که بین تحکیم وجبهه مشارکت من مطمئنا با دانشجویان هستم. اما تحریم چه فایده داشت. مگر نه اینکه اگر تحریمی ها به معین رای می دادند همه چیز تمام بود و دیگر در دور دوم خیلی از همین تحریمی ها از حول به هاشمی رای نمی دادند.
اول متاسفم که تحت تاثیر یک دوست چنین تصمیم مهمی می گیری دوم اینکه بعد از آن همه تلاش اجر زحمات و خون دل خوردن های همه را با ابراز پشیمانی ات زیرپا می گذاری. زین پس بیشتر تامل کن و تصمیم بگیر. اسیر احساسات نشو آنگونه که الان شدی و فکر می کنی اگر تحریم می کردی نظام کله پا می شد. عرصه سیاست کار دانشجویی نیست و از احساسات به دور است. نظام هم سال هاست که حتی با تحریم های 50 درصدی استوار و قوی مانده است.

سیاست و حقوق بشر

اخیرا مصاحبه ای داشتم با شیرین عبادی ، بانوی صلح ایران در خصوص پرونده انرژی هسته ای و همچنین پرونده اصلاحات. به تمام سوالاتم پاسخ داد در یک ساعت زمان گفت و گویمان. اما وقتی ضبط را خاموش کردم به نشانه اتمام مصاحبه برگشت و مادرانه گفت که دست بردارم از این موضوعات آبکی سیاسی که صدها مقاله در سرتاسر جهان درباره انرژی هسته ای درج شده است و ده ها کتاب در خصوص اصلاحات و خاتمی چاپ گردیده. گفت به سراغ حقوق بشر بروم که معضل امروز ایران است و بی آن دموکراسی نباشد و بی دموکراسی هم نه پرونده انرژی هسته ای فرجامی خوش دارد و نه اصلاحات به سرانجامی می رسد. گفت این سرزمین آنقدر مین عمل نشده دارد که روزانه دو نفر از شهروندانمان جان خود بر سر آن می گذارند و از این جهت مقام دوم داریم در جهان. گفت به سراغ پرونده کودکانی بروم که آتش سیگار پدران و آثار تجاوز بر آن ها نمایان است . کسی را هم غم ایشان نیست. گفت از زنانی بنویسم که....
راست می گفت در این مرحله گذار اگرچه کشور آبستن تحولات بسیاری است اما نباید غافل شد از معضلات اجتماعی که تا حل نشود رسیدن به دموکراسی به صخره ای بزرگ بر می خورد. 8 سال اصلاحات هم یکی از اشتباهاتش غفلت از معضلات اجتماعی بود و البته معضلات اقتصادی. اگرچه همانند خانم شیرین عبادی معتقدم که خاتمی بهترین رییس جمهور بود و مجلس ششم بهترین مجلس.
به هرحال نتیجه بحثمان این شد که هفته ای یک مصاحبه داشته باشم با بانوی صلح ایران درباره موضوعات حقوق بشر تا در سایت اینترنتی روز به چاپ برسد.

مصاحبه هایم در روز

طی یک دو هفته گذشته گفت و گوهایی با چهره های معروف سیاسی انجام دادم و همچنین با یک چهره جهانی موسیقی از ایران که به علت عدم ترمیم قسمت پایین سمت راست وبلاگم نتوانستم از آن ها در وبلاگم استفاده کنم. پس در همین قسمت به اجبار لینک می دهم:
با غلامحسین کرباسچی شهردار تهران گفت و گویی انجام دادم در سه قسمت خطر تحجرگرایی ، آژانس هسته ای و اپوزیسیون که در روزنامه الکترونیکی روز چاپ شد و بسیاری از سایت های اینترنتی و پایگاه های خبری و همچنین روزنامه های کشوری مانند شرق و کیهان نیز از آن استفاده کردند. این مصاحبه را می توانید در اینجا بخوانید.

  با علیرضا رجایی فعال ملی – مذهبی نیز درباره جناح راست و اصلاح طلبان مصاحبه کردم که می توانید در اینجا بخوانید.

اما مصاحبه ای غیرسیاسی هم داشتم با اردشیر فرح آهنگساز بزرگ ایرانی مقیم آمریکا که در سال 1992 کاندیدای جایزه گرمی شد و در آمریکا و جهان مخصوصا برای گیتاریست ها مشهور و محبوب است. این مصاحبه را هم می توانید در اینجا بخوانید.
وسرانجام گزارشی هم چند هفته پیش نوشته بودم در خصوص وضعیت فعلی جبهه دموکراسی خواهی که در روزنامه شرق چاپ شد. این گزارش را هم می توانید در اینجابخوانید.