آمریکا و روسیه و پرونده هسته ای ایران
شش کشور عضو دايم شورای امنيت سازمان ملل متحد (آمریکا ، روسیه ، چین ، آلمان ، انگلیس و فرانسه ) در مورد ارجاع پرونده هسته ای ايران به اين شورا به توافق رسيده اند اما یک فرصت یک ماهه به ایران دادند تا قبل از رفتن پرونده به آژانس مشکلش را حل کند و به عبارتی با طرح غنی سازی در خاک روسیه موافقت کند. غنی سازی در کشوری که بیشتر از هرکشور دیگری در دنیا به ایران صدمه رسانده.
اگر آمریکا در تمام جهان جنایت کرد که کرد شوروی سابق هم همین کرد و تانک هایش را در طرفه العینی به کشورهای اروپای شرقی می فرستاد و معترضین را به قتل می رساند. اگر آمریکا رهبران ساندنیست ها در نیکاراگوئه را به قتل رساند یا چه گورا را در بولیوی و یا هزاران تن دیگر را در ویتنام ، شوروی هم همین کرد و حتی بدتر از این صدها هموطن ما را در سرمای کشنده سیبری زنده به گور می کرد. اگر آمریکا عامل کودتای 28 مرداد بود شوروی که هزاران کیلومتر خاک ایران را از ما جدا کرد در قراردادهای ترکمانچای و گلستان. اگر آمریکایی ها حق کاپیتالاسیون داشتند روس ها که هرچه می خواستند در ایران می کردند و هروقت اراده می کردند قصد جدایی تکه ای از خاک عزیزمان را کردند . مگر غائله آذربایجان را یادتان رفته. اگر آمریکا طرح استقلال خوزستان را در سر دارد روسیه هم همچنان از جریان پان ترکیسم و جدایی آذربایجان به طور غیر رسمی حمایت می کند.اگر در پرونده هسته ای آمریکا مخالف ایران است روسیه که بی شرمانه پیشنهاد غنی سازی در خاک خودش را می دهد - ارواح ننه اش به فکر ما است - در ضمن مارمولک صفتانه در عین اینکه خود را دوست ایران نشان می دهد با آن چین کمونیست که کمترین وجهه اشتراکی با ایران ندارد و همچنان نیز مخالفینش را از زیر تانک ها عبور می دهد به ضرر ایران تا به حال رای داده اند مثل آمریکا. اگر آمریکا به عراق و افغانستان حمله کرد و هزاران نفر از برادران مسلمان ما را کشت ، روسیه هم که همواره به چچن حمله می کند و آن یکی برادران مسلمان ما را می کشد. پس چرا چاکمان را برای آن ها پاره کردیم اما برای این یکی نه. مگر می شود آمریکا شیطان بزرگ باشد و بعد روسیه خوب و فرشته نجات ما.
روسیه به اشغالی همان آمریکا است ، به جنایت کاری همان ها ، به حیله گری همان کثافت ها ، به تخم سگی همان دیوس ها اما آمریکا شرافتمندانه می ایستد و می گوید این منم و حتی معذرت خواهی می کند از ملت ایران برای کودتای 28 مرداد – که بخورد توی سرش- اما روس های مو بور مکار قصه کی بود کی بود من نبودم را تعریف می کنند و با خوش رویی و قیافه خوشگلشان دل از آدم ها می ربایند و بعضی ها را خر می کنند. آخر آدم در روز روشن بیاید بگوید فن آوری هسته ای تان را بدهید به ما تا در داخل خاکمان بهره برداری کنیم و به شما بفروشیم؟ شاید فکر کرده اند زمان قاجار است که امیدوارم اشتباه کرده باشند. لااقل آمریکا یک خوبی دارد و آن این که همه کشورهای دنیا در قبال این خونخوار بزرگ دموکرات شده اند اما روسیه نه تنها مخالف دموکراسی است که هم اکنون در کشور خودش هم اجازه آزادی مخالفین که بخورد توی سرش ، آزادی منتقدین را هم نمی دهد. پس چه امتیازی این روسیه مادر به خطا دارد که آمریکای بی پدر ندارد. چرا بازهم می خواهیم به این مردان یخی امتیاز بدهیم آن هم در دنیایی که کسی روسیه را به هیچ چیز خودش هم به حساب نمی آورد. لااقل با گفت و گو، نه ایجاد رابطه با آمریکا، می توانیم امتیازاتی بدست بیاوریم. هرچه باشد آمریکا ما را برای سیاست های خاورمیانه اش احتیاج دارد اما روسیه فقط می خواهد از کلاه ما برای خودش نمدی بسازد و مرتبا سرما را کلاه بگذارد وگرنه با دادن امتیازاتی به امریکا می توانیم امتیازاتی هم کسب کنیم. یک معامله پایاپا است اما معامله با روسیه یک طرفه است ما به آن ها پول می دهیم و فقط آن ها به ما لطف می کنند دانشی را می دهند که خودمان هم داریم اش اما چون با تمام دنیا ور افتادیم نمی توانیم استفاده از آن کنیم. خب اگر چند سالی بی خیال آن شویم و اعتمادها را جلب کنیم چه عیبی دارد دوباره می توانیم به فن آوری اش برسیم و حتی بمب هم درست کنیم برای دفاع از خودمان. مگر دیگر کشورها نکردند. به خدا همین فردا پس فردا است که بورکینافاسو هم صاحب بمب می شود و ما همچنان اندرخم یک کوچه گرفتار دعوای بچه گانه مان با آمریکا هستیم. آخر این رفتار ما با عقل جور در می آید؟ گفتم عقل ، آخ که چه گوهر گرانبهایی است در این دوره زمانه...
اگر آمریکا در تمام جهان جنایت کرد که کرد شوروی سابق هم همین کرد و تانک هایش را در طرفه العینی به کشورهای اروپای شرقی می فرستاد و معترضین را به قتل می رساند. اگر آمریکا رهبران ساندنیست ها در نیکاراگوئه را به قتل رساند یا چه گورا را در بولیوی و یا هزاران تن دیگر را در ویتنام ، شوروی هم همین کرد و حتی بدتر از این صدها هموطن ما را در سرمای کشنده سیبری زنده به گور می کرد. اگر آمریکا عامل کودتای 28 مرداد بود شوروی که هزاران کیلومتر خاک ایران را از ما جدا کرد در قراردادهای ترکمانچای و گلستان. اگر آمریکایی ها حق کاپیتالاسیون داشتند روس ها که هرچه می خواستند در ایران می کردند و هروقت اراده می کردند قصد جدایی تکه ای از خاک عزیزمان را کردند . مگر غائله آذربایجان را یادتان رفته. اگر آمریکا طرح استقلال خوزستان را در سر دارد روسیه هم همچنان از جریان پان ترکیسم و جدایی آذربایجان به طور غیر رسمی حمایت می کند.اگر در پرونده هسته ای آمریکا مخالف ایران است روسیه که بی شرمانه پیشنهاد غنی سازی در خاک خودش را می دهد - ارواح ننه اش به فکر ما است - در ضمن مارمولک صفتانه در عین اینکه خود را دوست ایران نشان می دهد با آن چین کمونیست که کمترین وجهه اشتراکی با ایران ندارد و همچنان نیز مخالفینش را از زیر تانک ها عبور می دهد به ضرر ایران تا به حال رای داده اند مثل آمریکا. اگر آمریکا به عراق و افغانستان حمله کرد و هزاران نفر از برادران مسلمان ما را کشت ، روسیه هم که همواره به چچن حمله می کند و آن یکی برادران مسلمان ما را می کشد. پس چرا چاکمان را برای آن ها پاره کردیم اما برای این یکی نه. مگر می شود آمریکا شیطان بزرگ باشد و بعد روسیه خوب و فرشته نجات ما.
روسیه به اشغالی همان آمریکا است ، به جنایت کاری همان ها ، به حیله گری همان کثافت ها ، به تخم سگی همان دیوس ها اما آمریکا شرافتمندانه می ایستد و می گوید این منم و حتی معذرت خواهی می کند از ملت ایران برای کودتای 28 مرداد – که بخورد توی سرش- اما روس های مو بور مکار قصه کی بود کی بود من نبودم را تعریف می کنند و با خوش رویی و قیافه خوشگلشان دل از آدم ها می ربایند و بعضی ها را خر می کنند. آخر آدم در روز روشن بیاید بگوید فن آوری هسته ای تان را بدهید به ما تا در داخل خاکمان بهره برداری کنیم و به شما بفروشیم؟ شاید فکر کرده اند زمان قاجار است که امیدوارم اشتباه کرده باشند. لااقل آمریکا یک خوبی دارد و آن این که همه کشورهای دنیا در قبال این خونخوار بزرگ دموکرات شده اند اما روسیه نه تنها مخالف دموکراسی است که هم اکنون در کشور خودش هم اجازه آزادی مخالفین که بخورد توی سرش ، آزادی منتقدین را هم نمی دهد. پس چه امتیازی این روسیه مادر به خطا دارد که آمریکای بی پدر ندارد. چرا بازهم می خواهیم به این مردان یخی امتیاز بدهیم آن هم در دنیایی که کسی روسیه را به هیچ چیز خودش هم به حساب نمی آورد. لااقل با گفت و گو، نه ایجاد رابطه با آمریکا، می توانیم امتیازاتی بدست بیاوریم. هرچه باشد آمریکا ما را برای سیاست های خاورمیانه اش احتیاج دارد اما روسیه فقط می خواهد از کلاه ما برای خودش نمدی بسازد و مرتبا سرما را کلاه بگذارد وگرنه با دادن امتیازاتی به امریکا می توانیم امتیازاتی هم کسب کنیم. یک معامله پایاپا است اما معامله با روسیه یک طرفه است ما به آن ها پول می دهیم و فقط آن ها به ما لطف می کنند دانشی را می دهند که خودمان هم داریم اش اما چون با تمام دنیا ور افتادیم نمی توانیم استفاده از آن کنیم. خب اگر چند سالی بی خیال آن شویم و اعتمادها را جلب کنیم چه عیبی دارد دوباره می توانیم به فن آوری اش برسیم و حتی بمب هم درست کنیم برای دفاع از خودمان. مگر دیگر کشورها نکردند. به خدا همین فردا پس فردا است که بورکینافاسو هم صاحب بمب می شود و ما همچنان اندرخم یک کوچه گرفتار دعوای بچه گانه مان با آمریکا هستیم. آخر این رفتار ما با عقل جور در می آید؟ گفتم عقل ، آخ که چه گوهر گرانبهایی است در این دوره زمانه...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۲۴ ق.ظ توسط بابک مهدیزاده
|