فیلمی از بهمن قبادی
دیشب فیلم مستندی دیدم از بهمن قبادی درباره زندگی واقعی برخی از کردها. زندگی پسر بچه نوجوانی که هنوز پشت لبانش سبز نشده بود اما می بایست خرج سه برادر ، خواهر کوچکتر از خودش را می داد. داستان فیلم پیرامون پسربچه ای بود که در دهکده ای کردنشین زندگی می کرد و یک برادر معلول و دو خواهر کوچکتر از خودش داشت و از صبح زود از خواب بیدار می شد و با الاغش که تنها سرمایه زندگی اش بود می رفت و هم پای مردان تنومند و قوی قاطرش را بار می زد تا در راه های پرپیچ و خم و گل آلود و ناهموار و سرمای کشنده و سوزناک زمستانی به نقطه دیگری برای تحوبل بار برسد تا بلکه اندکی پول نصیبش شود و بتواند شکم خانواده ناخواسته اش را سیر کند. اما به یک باره پای قاطرش می شکند و ضجه های پسرک از ترس بیکاری و بی پولی دل آدمی را درد می آورد. این فیلم مستند به راستی که یکی از کارهای تاثیرگذار بهمن قبادی کارگردان کردزبان ایرانی است. وقتی داشتم زندگی وحشتناک پسرک را می دیدم برادرم می گفت : همین ها که به شهر می آیند ما به خاطر وضع ظاهرشان بهشان می گوییم جواد، دهاتی و خیلی چیزهای دیگه و اصلا تحویلشان نمی گیریم. اما واقعا چرا؟
راستی دل آرا هم اعدام شد. به همین راحتی. بدون حضور وکیل و خانواده اش. بدون... ول کن بابا... اعصابم بدجور خراب است... نمی دانم در این رابطه حق با کی است؟ اما می دانم که دل آرا در زمان قتل ۱۷ سال داشت و رییس قوه قضاییه هم دستور عدم اجرای حکم قصاص تا دو ماه را داده بود و این قوه درصدد تهیه قانونی مبنی بر عدم اعدام افراد زیر ۱۸ سال بود و همینطور می دانم که دل آرا برخلاف اعتراف اولیه اش اما همواره در دفاعیه اش قتل را رد کرده بود. یعنی یک احتمال کوچک...گزارش دردناک و مشروح روزنامه اعتماد را در اینجا بخوانید.
پیشنهاد موسیقی: علی رهبری، رهبر سابق ارکستر سمفونیک تهران به تازگی اثری به بازار فرستاده به نام «خون ایرانی». این اثر شامل سه قسمت به نام های «نوحه خوان»، « موسیقی برای حقوق بشر» و «خون ایرانی» است که نشان از سعی آهنگساز برای جذب مخاطبان ایرانی و غیرایرانی دارد. من هنوز این اثر را نشنیدم اما خب نام عای رهبری آنقدر وسوسه برانگیز هست که هر وقت پول داشتم اولین کارم خرید این آلبوم باشد.
پیشنهاد کتاب:«بابک» نوشته جلال برگشاد کتابی است که نمی دانم اکنون هم منتشر می شود یا خیر اما کتابی که من چند شبی است خواندنش را شروع کردم چاپ اول این کتاب بود مربوط به سال 1363 از انشارات تندر و نگاه. این کتاب ترجمه رضا انزایی و رحیم رئیس نیا است و رمانی است مربوط به دوران عباسی و خلیفه هارون الرشید و ماجراهای درون دربار و جامعه و مبارزی بزرگ به نام بابک خرمدین.
پیشنهاد فیلم:من عاشق فیلم «منتهن» هستم. اثر سیاه و سفید و معروف کارگردان بزرگی به نام وودی آلن. من که طرفدار وودی آلن هستم این فیلمش را بسیار دوست دارم. وودی الن کارگردانی است اهل نیویورک که چندان علاقه ای به هالییوود و لس آنجلس ندارد. به همین دلیل چند سالی است که حتی آمریکا را ترک کرد و به اروپا و مخصوصا انگلیس و اسپانیا رفته تا در آنجا فیلم بسازد. بگذریم که اکنون هالیوودی ها بالاخره موفق شدند و این کارگردان نیویورکی را به لس آنجلس آوردند تا فیلمی به سبک آن ها بسازد. اما فیلم منتهن معرفی نیویورک است و تمسخر روابط آدم ها و مخصوصا روشنفکرانش با همان نگاه طنز آمیز وودی آلن.