1- بیش از 1000روزنامه نگار و فعال سیاسی کشور در عرض کمتر از 2 ساعت بیانیه ای را امضا کردند که از خاتمی دعوت به ماندن می کرد و از میرحسین موسوی می خواست که به نفع خاتمی کنار برود. این امضا ها همچنان ادامه دارد. این نامه را می توانید در اینجا ببینید. راستی کروبی از خاتمی تشکر کرد به خاطر فداکاری و اخلاق گرایی اش. کسی نبود به این مرد بگوید نه تشکرت را خواستیم نه آن بذرهای اختلاف افکنی ات که به خاطر مصاحبه هایت با کیهان و فارس افشانده می شد.
2- به این نتیجه رسیدم که باید به نظر خاتمی احترام گذاشت و نباید مجبورش کرد که به زور وارد عرصه قدرت شود. رییس جمهور بعدی برای پیشبرد اصلاحات و اصلاح وضع مملکت باید از انگیزه و رغبت کافی برخوردار باشد نه اینکه به مانند خاتمی با هزار سلام و صلوات وارد شود. هرچند که معتقدم خاتمی در شرایط فعلی بهترین گزینه بود و موسوی و کروبی را چندان اصلاح طلب نمی دانم اما فکر می کنم که شاید بنابه نظر بسیاری از اطرافیانم و همینطور مقاله ای که چند ماه پیش برای روزنامه کارگزاران نوشته بودم نیامدن خاتمی هم چندان بد نشده به دو دلیل ؛ یکی اینکه خاتمی از امواج تخریب های بی رحمانه مخالفانش درامان می ماند و ما دوست نداریم دوباره اشک هایش را ببینیم و دیگری اینکه بگذار کس دیگری این راه سخت اصلاح وضع موجود را برعهده بگیرد و خاتمی همچنان اسطوره بماند و در جبهه ای دیگر اصلاحات را یاری رساند.
3- چهارشنبه سوری هم به کوری چشم دشمنان با قوت و زیبایی هرچه بیشتری برگزار شد. عجب خوش گذشت دیشب. فقط یک چیز شادی را در کام مردمان خراب می کرد. جالب است حال که دیگر پلیس با شادی مردم مخالفتی نمی کند و شاهد برخوردهای شدیدی مثل سالیان گذشته نیستیم این خود مردم هستند که شادی ها را خراب می کنند با انواع و اقسام مزاحمت ها. از انفجار بمب های دستی خطرناک تا ویراژ دادن با موتور و ایجاد مزاحمت برای دیگران. نمونه اش انفجار یک بمب دستی روی کاپوت الگانس پلیس در گلسار رشت بود که موجب درگیری شدیدی شد. خب ما شادی کردن بلد نیستیم. هرچند تعداد خرابکاران خیلی کم است اما همین تعداد کم، شادی خانواده ها و دختران و پسرانی را که فارغ از تمامی تعصبات در یک شب کنار هم و دور آتش می خوانند و می رقصند را خراب می کند. ما ایرانی ها کم کم داریم شادی کردن را هم یاد می گیریم. لطفا تمرین ما را خراب نکنید.
4- با دکتر محمود سریع القلم ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی برای ضمیمه روزنامه اعتماد مصاحبه ای کردم درباره توسعه یافتگی در ایران که بسیار جالب و خواندنی است؛ البته نه به خاطر سوال های من بلکه به خاطر پاسخ های جذاب استاد. این مصاحبه را می توانید اینجابخوانید. امروز هم در ضمیمه روزنامه اعتماد مصاحبه ای داشتم با دکتر هرمیداس باوند از اعضای ارشد جبهه ملی ایران به مناسبت صنعت ملی شدن نفت. این مصاحبه را هم می توانید دراینجا بخوانید. 

 پیشنهاد موسیقی: موسیقی فیلم مرد مرده یکی از زیباترین موسیقی هایی بود که تا به حال شنیدم. نیل یانگ خالق این اثر از نوابغی است که حیطه اصلی کارش سبک راک است اما این بار آن جستجوگری روح سرگردان در دنیای معاصر را که همواره در آثارش دیده می شود در فیلم مرد مرده به حد اعلای خود رساند. زخمه های گیتار نیل یانگ در این اثر جاوادانه است. امیدوام نسخه ارژینال این اثر جادویی (به تعبیر جیم جار موش ، کارگردان فیلم مرد مرده) در بازار باشد.

 پیشنهاد کتاب: قلعه حیوانات یکی از آن کتاب هایی است که همه باید بخوانند. جرج اورول نویسنده این کتاب یک آزادیخواه بود که هم استعمار و هم حکومت کمونیستی شوروی وی را آزار می داد به این دلیل این کتاب را نوشت تا توسط حیوانات که قهرمانان این داستان هستند انقلاب روسیه را نشان دهد و سوءاستفاده های استالین و رهبران خودکامه دیگر را. در این کتاب ناپلئون که نام یک خوک است معرف استالین، اسنوبال که وی هم یک خوک است معرف تروتسکی و بوکسر اسب زحمتکش داستان نماینده طبقه کارگر است. داستان این کتاب واقعا بی نظیر است.

 

 پیشنهاد فیلم: «مرد مرده» اثر کارگردان بزرگ آمریکایی جیم جار موش با بازی زیبا و قابل تحسین جانی دپ یکی از قوی ترین و پرمفهوم ترین فیلم هایی بود که دیده ام.داستان این فیلم سیاه و سفید محصول 1995 این است که یک حسابدار تازه بیکارشده به نام ویلیام بلیک (جانی دپ) که در حال مسافرت به غرب است تا کاری را که در یک کارگاه فلزکاری که توسط شخصی به نام دیکینسن ( رابرت میچم) اداره میشود را بدست آورد، اما در میابد که این موقعیت پیش از او اشغال شده است. اندکی پس از آن در همخوابگی با زنی به نام تل راسل (میلی اویتال)، به ناگهان خود را درگیر قتل عاشق سابق زن (گبرل برن) میابد که پسر دیکینسن است، مرد به آنها شلیک میکند و بلیک نیز در دفاع از خود وی را میکشد. با زخمی جدی از یک گلوله در همان کشمکش، بلیک بقیه فیلم را در حال مردن است، عمداتا در دل طبیعت و مخصوصا با همراهی یک بومی امریکایی تنها و بدون قبیله به نام نوبادی (گری فارمر) از دل ماجراها و برخوردهای گوناگون با غریبه ها میگذرند، که بسیاری از آنها مزدورانی هستند که توسط دیکینسن برای شکار بلیک و گرفتن جایزه گسیل شده اند. این فیلم را حتما حتما حتما ببینید.