امروز عصر یک خبر خوب شنیدم. فرشید قربانپور برادر فرشاد اس ام اس زد که فرشاد آزاد شد. فورا با موبایل پدرش تماس گرفتم. فرشاد تو ماشین بود چند دقیقه خوش و بش کردیم و گل از گلمون شکفت. یه نفس راحت کشیدم و روبوسی و تبریک باش با بچه ها. آخ که چه حالی داد آزادی فرشاد. اشک تو چشامون حلقه زده بود. مدام از سر خوشحالی و شوخی بهم دیگه تبریک می گفتیم. واقعا لذت داره شنیدن خبر آزادی دوستی که سه هفته تو زندان بوده... ایشاله دیگه هیچ وقت براش مشکل پیش نیاد.... ایشاله بقیه بچه ها هم آزاد باشن... ایشاله هیچ زندانی سیاسی نداشته باشیم....