مقاله من در روزنامه اعتماد (ویژه 5شنبه ها)
«وظیفه» اصلاح طلبان
از دوم خرداد 1376 به بعد که اصلاح طلبان به قدرت رسیدند رابطه ای دو سویه بین سیاستمداران جبهه دوم خرداد و دانشجویان ایجاد شد. رابطه ای که در سال های ابتدایی همدلانه بود اما رفته رفته روبه تیرگی و کدورت نهاد. اما آنچیزی که در طی این سال ها حاصل این رابطه بود سود برای سیاستمداران –به جز یک مورد که تحریم انتخابات بود- و زیان برای بدنه جنبش دانشجویی بود.
همه چیز ماه ها قبل تر از دوم خرداد شروع شده بود. این دانشگاه بود که تریبونش در اختیار سیدمحمد خاتمی قرار گرفت در روزهایی که تریبون های رسمی دراختیار رقیبان خاتمی بود. حمایت دانشجویان از خاتمی به حدی بود که بعدها حتی سیاستمداران هم اعتراف کردند که برگ برنده خاتمی دانشجویان و زنان بودند. در انتخابات مجلس ششم نیز این دانشجویان بودند که با حمایت بی دریغ و حضور پرشورشان در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان یکی از دلایل پیروزی شدند. در طی این سال ها تریبون های دانشگاه و انجمن های اسلامی از آن اصلاح طلبان بود و اعضای دفتر تحکیم وحدت همواره حامی اصلاح طلبان. حتی در ماجرای توقیف روزنامه سلام این دانشجویان بودند که جدی ترین اعتراضات را انجام دادند که البته نتیجه اش فاجعه 18تیر بود. حتی زمانی که هاشم آقاجری به اعدام محکوم شد دانشجویان بیشترین اعتراضات را داشتند و همین ها بودند که تجمعات عظیمی را برای لغو این حکم انجام دادند. این حمایت ها از جنبش اصلاحی بازهم ادامه یافت و دانشجویان حتی حمایت خود را از اساتیدشان نیز دریغ نکردند ؛ همان اساتیدی که به موقع گرفتاری دانشجویان اما به حمایتشان برنخاستند. اما در تمام این سال ها که دانشجویان پیش مرگه های جنبش اصلاحی بودند و بی چشمداشتی از اصلاحات حمایت کردند نه تنها تشکری ندیدند که تنها به خاطر تصمیمی که در عرصه انتخابات گرفتند مورد بی مهری سیاستمداران دوم خردادی واقع شدند. تحریم انتخابات از سوی دانشجویان سرآغاز نقد بی رحمانه برخی از اصلاح طلبان از پیاده نظام سابق اصلاحات بود. اصلاح طلبانی که خود در انتخابات مجلس هفتم گزینه عدم شرکت را انتخاب کرده بودند در انتخابات بعدی به تصمیم مشابه دانشجویان احترام نگذاشتند و بارها گناه شکستشان را به دوش دانشجویان انداختند.
مطبوعات و روزنامه نگاران نیز به سرنوشتی مشابه دانشجویان گرفتار آمدند. این روزنامه نگاران بودند که به سرعت بعد از دوم خرداد 76 بسیاری از سیاسیون را چهره کردند و روزی نبود که سخنان و اظهارات اصلاح طلبان بر پیشانی مطبوعات جای نگیرد. تریبون رسانه ای اصلاح طلبان آنقدر قوی شده بود که لیست 30 نفره روزنامه نگاران در انتخابات مجلس ششم تمامی کرسی ها را به دست آورد مگر یک کرسی را که آن هم به خاطر ابطال بعضی از صندوق ها توسط شورای نگهبان و کوتاه آمدن وزارت کشور دولت اصلاحات به دست محافظه کاران افتاد. مطبوعات نیز اما تاوان حمایت بی دریغشان و تاثیرگذاری زیادشان را پرداختند و ده ها مطبوعه در بهار 79 توقیف شد. اگرچه هزاران روزنامه نگار و کارمند مطبوعاتی بیکار شدند و مجلس اصلاحات نیز نتوانست برای قانون مطبوعات کاری بکند و دولت اصلاحات نیز جلوی توقیف مطبوعات را بگیرد اما بازهم مطبوعات محلی شدند برای ترویج افکار اصلاح طلبی و البته اظهارات اصلاح طلبان دوم خردادی. این رابطه یک سویه همچنان نیز برقرار است. روزنامه نگاران تریبون سیاسیون اصلاح طلب می شوند و بعد به همین دلیل دوباره توقیف و بیکاری به سراغشان می آید.
اما اکنون در دورانی به سر می بریم که هم دانشجویان به مشکل بزرگی گرفتار آمده اند و هم روزنامه نگاران روزهای سختی را می گذرانند. اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و چند عضو سازمان دانش آموختگان از جمله عبدالله مومنی بازداشت شده اند. مطبوعات و روزنامه نگاران نیز وضع بهتری ندارند. هم میهن توقیف شده است و ایلنا هم دیگر فعالیتی ندارد و صدها روزنامه نگار و خبرنگار باردیگر از کار بیکار شده اند. و جالب اینجاست که برخی ها دانشجویان و مطبوعات و روشنفکران را پایگاه دشمن می خوانند. در این وضعیت خطیر است که سیاستمدارن اصلاح طلب باید جدی تر به دنبال دفاع از حقوق این دو قشر باشند ؛ به دو دلیل. اول آنکه با حمایتشان کدورت ها را از بین می برند و زمینه های ائتلاف دوباره را فراهم می کنند و دوم که از اولی هم مهمتر است اینکه صداقت و اخلاق سیاسی شان را ثابت می کنند. دفاع از حقوق دانشجویان بازداشت شده و روزنامه نگاران بیکار اکنون نه یک کار سیاسی که «وظیفه انسانی» اصلاح طلبان است. اصلاح طلبان یک بارهم که شده باید پاسخ تمام زحمات و از خودگذشتگی های این دو قشر را بدهند و چه زمانی بهتر از الان. اصلاح طلبان باید ثابت کنند پایبند به اخلاقیات هستند وگرنه با کمترین کوتاهی و تعللی آخرین فرصت را نیز از دست می دهند. شاید برخی ها بگویند اصلاح طلبانی که 8 سال در قدرت بودند اما نتوانستند از حقوق دانشجویان و روزنامه نگاران دفاع کنند و در زمان حکمرانی شان فاجعه 18 تیر و بهار سیاه مطبوعات اتفاق افتاد چگونه می توانند اکنون از حقوق این ها دفاع کنند. اما واقعیت آن است که اکنون بهترین زمان برای دفاع از حقوق دیگران است. چه اصلاح طلبان جز سیاستورزی کار دیگری ندارند و دیگر درگیر کارهای اجرایی و قانونگذاری نیستند و چه بهتر که اکنون به سیاستورزی اخلاق گرایانه و صادقانه بپردازند. این آخرین فرصت اصلاح طلبان برای انجام «وظیفه» و ادای دینشان به دانشجویان و روزنامه نگاران است. شاید اکنون فرصت مناسب تری باشد برای تمیز بین اصلاح طلب واقعی و فرصت طلبان.