روز خبرنگار
با کمی تاخیر روز خبرنگار رو تبریک می گم. روزی که در ایران صاحبانش بیکار هستند ، روزنامه ها توقیف شده اند ، فرشاد قربانپور و یکی دو تن دیگر در زندان هستند و هیچ آینده ای برای خودمان متصور نیستیم... واقعا چه کسی به فکر ما است ، به فکر روزنامه نگارانی که هیچ امنیت شغلی ندارند و هرلحظه خطر بیکاری شان می رود... من به شخصه از اردیبهشت ماه در ۴ روزنامه و مجله کار می کردم اما الان فقط شهروند منتشر می شود که از آن هم چیز زیادی در نمی آید. ماشالله صاحبان روزنامه ها هم که زورشان می آید حقوق ما را سرموقع بدهند. از هم میهن که یک قران هم نگرفتم از شرق هم یک ماه و نیم طلب دارم و از ویژه ۵شنبه های اعتماد هم ۲ ماه. حالا که شرق توقیف شده معلوم نیست حقوق را بدهد یا نه. اعتماد هم که رو هواست... حالا شما بگید با این شرایط آیا روزنامه نگاری شغل به صرفه ای هست؟ یا اینکه فقط خطر دارد که مبادا خاطر نازک کسانی آزرده شود و تاب تحمل از کف دهند و صدها نفر را با یک تصمیم از نان و آب اندازند.
اما یک خبر خوب هم دارم. خبر رسیده که قاضی پرونده فرشاد قربانپور -که چند روزی است در زندان اوین هست- رضایت داده تا وثیقه ۲۰۰ میلیونی این روزنامه نگار کاسته شود و به همسرش هم گفته که هر سندی بیاوری قبول است. پس منتظر می مانیم تا یک شنبه تا آزادی فرشاد را هم جشن بگیریم. راستی بچه های دانشجویی که جدیدا آزاد شدند فرشاد را در زندان دیده بودند و به همسرش گفتند که حال فرشاد خوب است... خدا رو شکر... یک تبریک هم به بچه ها بگم ، به عبدالله عزیز که واقعا دلم براش و مشاوره هایش تنگ شده و همچنین محمد هاشمی و سایر بچه ها... بچه ها آزادی تان مبارک... به امید آزادی سایر زندانیان سیاسی...
+ نوشته شده در شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۱۶ ب.ظ توسط بابک مهدیزاده
|