اصلاح طلبان و دانشجویان

سال ها بود جنبش اصلاحی از عدم حمایت بدنه اجتماعی رنج می برد و جنبش دانشجویی هم از بی پناهی. اولی مدام در انتخابات شکست می خورد و دومی سخت تحت فشار بود. به این دلیل بود که ماه ها صحبت از ائتلاف می شد و ضرورت همدلی و همبستگی. اما ظاهرا تلنگری لازم بود برای نیروهای سیاسی. این تلنگر نیز با دستگیری دانشجویان عضو شورای مرکزی تحکیم و اعضای سازمان دانش آموختگان و به خصوص سخنگویش عبدالله مومنی زده شد و حال می ماند عملکرد اصلاح طلبان.

این دستگیری ها باعث شد اجماع کم نظیری در بین احزاب سیاسی اصلاح طلب به وجود بیاید. از جبهه مشارکت تا مسلمانان مبارز و از سازمان مجاهدین انقلاب تا نهضت آزادی ایران در محکوم کردن این برخوردها بیانیه دادند و خواستار آزادی دانشجویان و سیاسیون دستگیر شده شدند. حتی اشخاصی مانند کروبی و معین نیز بی کار نماندند و رایزنی ها را برای آزادی اینان آغاز کردند. سایر فعالان سیاسی نیز از عبدی تا موسوی خوئینی در مراسمی برای پاسداشت دموکراسی شرکت کردند و آزادی دانشجویان را خواهان شدند. اگر این فعالیت ها شدت بگیرد و متوقف نشود می توان به آینده ای درخشان امیدوار بود. آینده ای که کدورت ها زدوده می شود و همدلی ها بیشتر. در اینصورت است که نه هراسی از انتخابات است و نه کار در جامعه مدنی. جنبش اصلاحی به کمک جنبش دانشجویی می تواند اصلاحات را به پیش ببرد و لاغیر. خیال خامی است که با گرفتن امتیازهای اندک از حاکمیت در زمان انتخابات ، اصلاحات در کشور نهاینه شود. اینک فرصت مناسبی است برای زدودن غبار گلایه ها و جبران اشتباهات گذشته از سوی هر دو طرف. اصلاح طلبان باید بدانند بی دانشجویان به قدرت رسیدن یا حداقل در قدرت ماندن ناممکن است و دانشجویان نیز بدانند بی سیاستمدارانی صادق و دموکرات فشارها از اینی که هست هم بیشتر می شود.

اما سخنی هم با احزاب اصلاح طلب. هراندازه که این احزاب در پایتخت فعال هستند و در چنین مواردی بخشی از سعی خود را برای دفاع از دموکراسی و حقوق بشر به کار می برند اکثر شاخه های استانی شان این هم نمی کنند. نمونه بارزش در استان گیلان است که نه احزاب اصلاح طلبش و نه حتی ائتلاف جبهه اصلاحاتش نه بیانیه ای صادر کردند و نه حتی این زحمت را به خود دادند که خبرهای دانشجویان را از اعضای ادوار در گیلان بپرسند. جالب این است که وقتی اعضای ادوار گیلان برای برگزاری مراسمی در بزرگداشت مشروطه از هیات رئیسه ائتلاف اصلاحات تقاضای همکاری می کنند تنها این جواب را می شنوند که «ما فقط برای انتخابات کار می کنیم.» به همین دلیل است که احزاب اصلاح طلب و به خصوص جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین باید فکری به حال بدنه خود بکنند و گرنه این رفتارها نتیجه ای جز گریز مردم از این احزاب نخواهد داشت. مرکز گرایی احزاب بلای جانشان شده است و اکنون باید درکنار همبستگی با نیروهای اجتماعی نظیر جنبش دانشجویی ، جنبش زنان و جنبش کارگری فکری هم به حال بدنه خود و شاخه های استانی خود بکنند.