مقاله من در روزنامه شرق
سخني با معين و خاتمي
با تمام انتقاداتي که به سيدمحمد خاتمي و دکتر معين وارد است اما نمي شود در صداقت شان شک کرد و آنها را خارج از دايره اصلاح طلبي شمرد. هستند کسان فراواني که چنين خصيصه اي دارند اما روي سخنم فقط با اين دو بزرگوار است. به اين دليل که اولي رئيس جمهور اصلاح طلبان بوده و دومي کانديداي اصلاح طلبان پيشرو که حمايت بسياري از نيروهاي دگرانديش را نيز پشت سر خود داشت. اولي رهبر جبهه اصلاحات است و دومي پيشنهاد دهنده جبهه دموکراسي خواهي. پس انتظار از اين دو بيشتر است تا سايرين. به عبارتي هرگاه مشکلي در زمينه هاي مختلف پيش مي آيد در وهله اول نگاه ها به سمت اين دو مي رود که چه واکنشي نشان مي دهند و چه مي کنند.
قضيه دستگيري دانشجويان هم از اين قاعده مستثني نيست و همگان در انتظار واکنش سيدمحمد خاتمي و مصطفي معين بودند. اما اکنون که چند روزي است از اين ماجرا مي گذرد اگرچه شنيده مي شود اين دو بزرگوار رايزني هايي را انجام داده اند و ديدارهايي داشتند اما شايد اين تلاش ها در حد و اندازه نام هايشان نباشد. نام هايي که انتظارات زيادي پشت سرشان قرار گرفته است. سيدمحمد خاتمي چه بخواهد و چه نخواهد رهبر جنبش اصلاحي است و همچنان محبوب ترين سياستمدار، و بايد از وجهه روشنفکري اش بکاهد و در قامت يک سياستمدار حرفه اي ظاهر شود. دکتر معين هم بايد بداند که با چهار ميليون راي حزبي اش ناچاراً تا مدتي بايد کارهاي علمي اش را کمتر کند و بيشتر به فکر عرصه سياست باشد حتي اگر علاقه اش در حوزه علم بيشتر باشد. چون اگر خاتمي و معين اين نکنند و کارهاي روشنفکري و علمي شان را به نفع عرصه سياست کاهش ندهند حاميان شان نيز به صداقت شان شک خواهند کرد. پس از اين دو سياستمدار انتظار اين است که تلاش هايشان را بيشتر کنند و پيگيري آزادي دانشجويان و اعضاي سازمان ادوار تحکيم را در اولويت کاري خود قرار دهند. نتيجه اين تلاش ها مطمئناً برطرف کردن کدورت ها، جلب اطمينان و خوشنامي براي اين دو بزرگوار است.
با تمام انتقاداتي که به سيدمحمد خاتمي و دکتر معين وارد است اما نمي شود در صداقت شان شک کرد و آنها را خارج از دايره اصلاح طلبي شمرد. هستند کسان فراواني که چنين خصيصه اي دارند اما روي سخنم فقط با اين دو بزرگوار است. به اين دليل که اولي رئيس جمهور اصلاح طلبان بوده و دومي کانديداي اصلاح طلبان پيشرو که حمايت بسياري از نيروهاي دگرانديش را نيز پشت سر خود داشت. اولي رهبر جبهه اصلاحات است و دومي پيشنهاد دهنده جبهه دموکراسي خواهي. پس انتظار از اين دو بيشتر است تا سايرين. به عبارتي هرگاه مشکلي در زمينه هاي مختلف پيش مي آيد در وهله اول نگاه ها به سمت اين دو مي رود که چه واکنشي نشان مي دهند و چه مي کنند.
قضيه دستگيري دانشجويان هم از اين قاعده مستثني نيست و همگان در انتظار واکنش سيدمحمد خاتمي و مصطفي معين بودند. اما اکنون که چند روزي است از اين ماجرا مي گذرد اگرچه شنيده مي شود اين دو بزرگوار رايزني هايي را انجام داده اند و ديدارهايي داشتند اما شايد اين تلاش ها در حد و اندازه نام هايشان نباشد. نام هايي که انتظارات زيادي پشت سرشان قرار گرفته است. سيدمحمد خاتمي چه بخواهد و چه نخواهد رهبر جنبش اصلاحي است و همچنان محبوب ترين سياستمدار، و بايد از وجهه روشنفکري اش بکاهد و در قامت يک سياستمدار حرفه اي ظاهر شود. دکتر معين هم بايد بداند که با چهار ميليون راي حزبي اش ناچاراً تا مدتي بايد کارهاي علمي اش را کمتر کند و بيشتر به فکر عرصه سياست باشد حتي اگر علاقه اش در حوزه علم بيشتر باشد. چون اگر خاتمي و معين اين نکنند و کارهاي روشنفکري و علمي شان را به نفع عرصه سياست کاهش ندهند حاميان شان نيز به صداقت شان شک خواهند کرد. پس از اين دو سياستمدار انتظار اين است که تلاش هايشان را بيشتر کنند و پيگيري آزادي دانشجويان و اعضاي سازمان ادوار تحکيم را در اولويت کاري خود قرار دهند. نتيجه اين تلاش ها مطمئناً برطرف کردن کدورت ها، جلب اطمينان و خوشنامي براي اين دو بزرگوار است.
+ نوشته شده در شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۵۰ ب.ظ توسط بابک مهدیزاده
|