توسعه علمي مقوله مغفول مانده انتخابات |
|
|

بابک مهديزاده
وقتي چهار سال پيش دکتر معين شعار انتخاباتي اش را توسعه علمي گذاشته بود،
کمتر کسي به اهميت اين شعار پي برده بود و از آنجا که اصولاً در انتخابات
سطحي نگري حرف اول و آخر را مي زند، همه دنبال شعارهاي احساسي و راي جمع
کن بودند. شايد آن روزها فقط عده محدودي بودند که به لزوم اجرايي شدن اين
شعار پي بردند، همان ها که درگير معضلات پژوهشي و تحقيقاتي هستند و مي
دانند کار تحقيقاتي کردن در اين مملکت چه مصيبتي است.
از آنجا که علم گرايي از غرب شروع شد و اين موج اروپا را از دنياي قديم
جدا و وارد دنياي مدرن کرد، اکنون اهميت پژوهش و تحقيقات علمي به خوبي
مشخص است. در غرب پژوهش از مدارس شروع مي شود. انواع و اقسام کارهاي
تحقيقاتي و آزمايشگاهي و مسابقه هاي گوناگون علمي رقابتي که دانش آموزان و
نوجوانان کشورهاي پيشرفته را از سنين پايين به علم و رقابت علمي علاقه مند
مي کند و هم نوعي علم آموزي است و هم تفريح. حتماً در فيلم ديده ايد انواع
اردوهاي علمي و فستيوال هاي تفريحي را که نوجوانان چند شبانه روز در محلي
چادر مي زنند و انواع کارهاي گروهي و علمي را تجربه مي کنند. از مسابقات
ورزشي گرفته تا مسابقات هنري و کلاس هاي ستاره شناسي و رشته هاي ديگر
علمي. وقتي هم که وارد دانشگاه مي شوند، از همان ابتدا در جشنواره هاي
مختلف علمي و فرهنگي شرکت مي کنند تا هم رسم جمع گرايي را بياموزند و هم
رسم علم آموزي را. اين گونه است که ياد مي گيرند چگونه به صورت جمعي کار
علمي کنند. همه چيز هم در اين راه برايشان آماده است. از آزمايشگاه هاي
بسيار پيشرفته دانشگاهي تا سالن هاي مجهز نمايشگاهي. مسوولان شان هم تا مي
شنوند گروهي به دنبال کار علمي هستند، هر چقدر دل شان بخواهد وقت مي دهند
و بودجه. اين گونه است که هم استعداد و نبوغ جوانان شان رشد پيدا مي کند و
هم سطح علم و آگاهي شان افزايش مي يابد. به عبارتي دولت هاي غربي محيط
آموزشي را از سنين کودکي براي مردمان شان فراهم مي کنند که استعدادها در
آن متبلور مي شود، علايق و انگيزه ها رشد مي کند و خنگ ترين شاگردها نيز
چيزکي مي شوند اما در ايران وضع به گونه ديگري است.
در مدارس پايه از تنها چيزي که خبري نيست، کارهاي گروهي علمي است. در سال
يک اردوي دسته جمعي برگزار مي شود که صبح تا عصر است و جنبه تفريحي دارد.
نه از فستيوال هاي هنري خبري است و نه از جشنواره هاي ورزشي. اگر هم باشد
آنقدر سطح پايين و سمبل کاري است که استعدادها را بيشتر کور مي کند و
خستگي بر تن نوجوانان مي دوزد. بعد براي جبران اين ضعف آمدند تا بلکه دانش
آموزان تيزهوش و بااستعداد را شناسايي کنند و مدارس جداگانه يي را براي
آنها در نظر گرفتند؛ کاري که حتي کشورهاي پيشرفته هم نکردند. در کشورهاي
غربي شايد دانش آموزان نخبه را شناسايي کنند و انواع و اقسام تسهيلات و
مدارس نمونه را در اختيارشان بگذارند اما هيچ گاه با يک روش غلط به
شناسايي تعداد معدودي دانش آموز نمي پردازند و آنها را از ديگران جدا نمي
کنند. در ايران دانش آموزان اکنون ياد گرفته اند به کلاس هاي خصوصي مختلف
رفته تا با سوالات آزمون تيزهوشان آشنا شوند و در ابتدايي ترين و
غيرکارآمدترين آزمون براي شناسايي افراد نخبه شرکت کنند تا به واسطه همين
کلاس هاي خصوصي بلکه در آزمون رتبه بالايي را کسب کرده و وارد مدارسي شوند
که فراتر از سطح آموزشي سني کودکان است. به عبارتي کودکي که بايد بازي
کند، بايد از صبح تا شام فيزيک و شيمي بخواند. کودکي که مي توانست در لواي
کارگروه هاي ورزشي، هنري و علمي استعدادهاي خود را بهتر و بيشتر شکوفا
کند. در مدارس ايران به تنها چيزي که اهميت داده نمي شود، پژوهش و تحقيق
است. از آزمايشگاه هاي مجهز خبري نيست و هيچ جشنواره معتبر و اصولي هم
يافت نمي شود. اما وضع در دانشگاه ها اسفبار است. آزمايشگاه يکي از دروس
راحت و غيرجدي براي دانشجويان است که ساعات مفرحي را در آزمايشگاه هاي
اغلب غيرمجهز مي گذرانند و همه چيز به دو سه سوال شفاهي و يکي دو آزمايش
ختم مي شود و تمام. اين شد نمره آزمايشگاه دانشجويان. انجمن هاي علمي نيز
که يا وجود ندارند يا اگر دارند به خاطر نبود فضاي مناسب تحقيقاتي و
جشنواره ها و مسابقات معتبر تبديل به محلي براي نشستن دور هم و گپ زدن شده
و نهايت کار اعضايش درست کردن يک روزنامه ديواري است. معضل نبود امکانات
مناسب و عدم توجه مسوولان دانشگاه به تحقيقات و پژوهش را مخصوصاً
دانشجويان کارشناسي ارشد درک کرده اند که چگونه براي تکميل پايان نامه شان
با درهاي بسته مواجه شده اند. بي توجهي مسوولان و دردسر هاي عظيم تحقيقات
دانشگاهي حديث غم انگيز اين مرزوبوم است و غافل مانده از نظرگاه
انديشمندان ما. باور کنيد بدون رفع همين نکات شايد براي عموم غيرجدي هيچ
گاه به پيشرفت نخواهيم رسيد. اي کاش کانديداها در برنامه هاي خود اين
مقوله مغفول مانده را نيز در نظر مي آوردند. |
+ نوشته شده در یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 10:24 قبل از ظهر  توسط بابک مهدیزاده
|