اخلاقی رفتار کنید
اخلاق جوهره گمشده سیاست در ایران است. حتی بی اخلاقی به عرصه روزنامه نگاری هم وارد شده است. من به عنوان یک روزنامه نگار دوستان زیادی در عرصه مطبوعات دارم که اکنون به واسطه انتخابات از هم جدا شده و هریک در یک صف بخصوصی قرار گرفته اند. اما به واقع شیوه ای که دوستان در پیش گرفته اند به هیچ وجه اخلاقی نیست. منظورم حمایت غیرانتقادی از یک کاندیدا و انتقاد غیردیالوگی از کاندیدای دیگر. نمونه اش روزنامه اعتماد ملی است. دوستان به گونه ای اخبار سیاسی را تنظیم می کنند که همگی در حمایت از کروبی است که این قسمتش عجیب نیست چون روزنامه متعلق به ایشان است اما نکته تاسف برانگیزش این است که این روزنامه تمام خبرهایی که به نوعی تاکید بر عدم حضور و عدم شایستگی خاتمی دارد را منتشر می کند البته نه از زبان طرفداران کروبی که از زبان دیگران. ویژه نامه شنبه های این روزنامه نیز (که من هم سابقه همکاری با تیمش را در مطبوعات دیگری داشتم) تاکنون با افراد غیرحزبی اما مشاور کروبی مانند کرباسچی ، باقی و عبدی گفت و گو کرده که اگرچه حرف هایشان درست بوده اما به جهت یکسویی مصاحبه کننده، دارد فریاد می زند که د یک مصاحبه رپرتاژی است ودر حمایت از کروبی و برعلیه خاتمی و نه اصولگرایان. و این در حالی است که خاتمی هیچ روزنامه ای ندارد برای دفاع از خود. اینجای قضیه غیراخلاقی می شود که شما نقد بی رحمانه ای نسبت به یک کاندیدای اصلاح طلب داشته باشید در حالیکه وی هیچ راه دفاعی از خود نداشته باشد. غیراخلاقی تر این است که شما انتقاد خودتان از خاتمی را با یک طرفدار خاتمی در میان نگذارید تا وی به شما جواب بدهد بلکه با منتقد خاتمی مصاحبه کنید که یک مصاحبه یک طرفه بشود.
از آن طرف هم یاران جوان خاتمی که بعضی از دوستان روزنامه نگار وسیاسی من هم در آنجا هستند آنقدر بد از خاتمی دفاع کرده اند که آدم شک می کند که مبادا این دوستان آدم را عاقل نمی دانند و احمق تصور می کنند. اینان به گونه ای رفتار کرده اند که خاتمی از هر عیبی مبرا است و فرشته نجات مملکت است و تمام تقصیرات 8 ساله اصلاحات به گردن کروبی است.
این فضا، فضایی غیراخلاقی و بچه گانه و غیرحرفه ای و خاله زنکی است که تنها از نخبگان آرمانگرا و غیر واقع گرای یک کشور توسعه نیافته سر می زند و تنها سودش به حساب جناح مقابل واریز می گردد. تا زمانیکه دوستان احساس نکنند اتحاد در این مرحله تا چه اندازه واجب است و از این آب به آسیاب ریختن مخالفان دست برندارند ما همان راه صدساله خود را می رویم. همان راه درجا زدن. امیدوارم نخبگان این مملکت کمی توسعه فکری و اخلاقی پیدا کنند و ضرورت ها را درک نمایند. با تخریب دوستان دیروز و همفکران هیچ نتیجه ای نمی توان گرفت جز شکستی خفت بار. نخبگان ما تا کی می خواهند درس تاریخ بدهند، صفحات تاریخ در روزنامه هایشان منتشر سازند اما از تاریخ و نتیجه اختلافات و گسست ها درس نگیرند. دوستان، تاریخ شما را نخواهد بخشید. کمی به کاری که می کنید تعمق و تامل نمایید.
مصاحبه من با عیسی سحرخیز در سایت جمهوریت را می توانید در اینجابخوانید. مصاحبه درباره عملکرد دولت نهم و انتخابات پیشرو است.
پیشنهاد موسیقی: آلبوم انتظار که توسط انتشارات آوای شیدا منتشر شده در ردیف موسیقی تلفیقی است با سه تار مسعود شعاری و طبلا ی درشن آنند نوازنده هندی. این آلبوم از آن جهت جالب و نو است که ما همواره عادت داشتیم تمپک را در کنار سه تار در موسیقی سنتی ببینیم حال اما مسعود شعاری یک نوازنده هندی را با سازی هندی در کنار خود نشانده تا معرف این امر باشد که موسیقی زبان ملت ها است و آنقدر گسترده است که بتوان نوآوری در آن به کار برد حتی اگر موسیقی سنتی ایرانی باشد.
پیشنهاد کتاب: وردی که بره ها می خوانند دومین رمان رضا قاسمی نویسنده توانای مقیم فرانسه است. این کتاب وی نیز به مانند کتاب اولش همنوایی شبانه ارکستر چوبها از شیوه روایی خاص خود نویسنده بهره می برد و در زمان های مختلف می گذرد. کتاب واقعا دلنشینی است که هنوز در ایران چاپ نشده اما می توانید از سایت خود رضا قاسمی دانلودش کنید. با این نویسنده دو سال در پیش درباره این کتابش مصاحبه ای کرده بودم که در ویژه نامه روزنامه اعتماد چاپ شده بود.
پیشنهاد فیلم: این بار به جای یک فیلم سینمایی یک تئاتر معرفی می کنم آنهم از نوع موزیکالش. یک گروه معروف فرانسوی که چند سال پیش هم تئاتر موزیکال گوژپشت نوتردام را اجرا کرده بود به تازگی تئاتر موزیکال رمئو و ژولیت را نیز به صحنه برده که واقعا ستایش برانگیز است. این تئاتر را می توانید از بازار فیلم فروش ها تهیه کنید. طراحی صحنه ، نورپردازی، گریم ، لباس ها ، تسلط بازیگران به بازی و موسیقی همه ما را متوجه فقر تئاتر در ایران می کند و اینکه چقدر عقب هستیم.




چندتا کاندیدا داشته باشن. خاتمی ابراز امیدواری کرده که به یک کاندیدای واحد برسن. سخنگوی حزب اعتماد ملی هم تاکید کرده که اصلاح طلبان حتما به یک کاندیدای واحد می رسند اما کروبی به هیچ وجه کنار نمی ره. این هم یعنی اینکه کروبی در هر شرایطی هست بقیه برن کنار. جالب اینه که همه اصلاح طلبا می دونن که فقط در شرایطی پیروز انتخاب هستند که یک کاندیدا داشته باشند و اگر هم شکست بخورند فاتحه اصلاحات خوانده است. اما به قول یکی از دوستان ما همه می دونیم که داشتن دو کاندیدا بی عقلیه اما نمی دونم چرا داریم به این بی عقلی شیرین تن می دیم. یاد جمله زیبایی از نصرت رحمانی افتادم که می گه:« در روزگاری که تفاهم تنها روزنه ی نجات انسان است ما به تضاد می اندیشیم، چه انگیزه ای ما را چنین بار آورده است؟»
پیشنهاد موسیقی: «ال دی میولا» بی شک یکی از غول های گیتار الکتریک است که گروهی به نام سرزمین خورشید را راه اندازی کرد. بهترین آلبوم وی نیمه شب نام داره که در کنسرت مونت ریکس بعضی از قطعاتش را نیز اجرا کرده. حالا موسسه آوانمای سپهر که پکیج هایی رو به نام جاودانه های دنیای موسیقی به بازار می فرسته کنسرت مونت ریکس رو نیز منتشر کرده. اگه عاشق موسیقی الکتریک آن هم از نوع گیتارش هستید حتما این آلبوم را بخرید.
پیشنهاد کتاب: «سهراب کشان» در سال 1382 منتشر شد یعنی زمانی که عطالله مهاجرانی سال ها بود که رخت وزارت از تن به در آورده بود و به دغدغه های هنری اش می پرداخت. سهراب کشان نیز انصافا رمان خوبی از آب در آمد. رمانی که بازگو کننده آرمان ها ، مبارزات، سختی ها، زجرها و ضجه های ایرانیان برای رسیدن به اتوپیا است. آرمانشهری که به قول فردوسی «یکی داستان است پر آب چشم» و به قول خود مهاجرانی این چشم پرآب چشمه چشمان یک ملت است که هنوز می گرید، در سوگ عشق ، در سوگ آرمان...
پیشنهاد موسیقی: چون پست امروز درباره حقوق زنانه بی اختیار یاد محسن نامجو افتادم که تک
همکاری هایی هم با جنبش زنان و کمپین یک میلیون امضا داره و حتی یه آهنگ قشنگ هم براشون خونده با نام «همراه شو عزیز» با این مضمون «همراه شو عزیز ، همراه شو عزیز، تنها نمان به در، کین درد مشترک ، هرگز جدا جدا درمان نمی شود». آهنگ های ترنج ، همراه شو عزیز، ای کاروان، عقاید نوکانتی ، زلف بر باد و خیلی های دیگه برای من پر از خاطرات و زیبایی است. نامجو را به خاطر جسارت و نوآوری اش می ستایم. نامجو یه آلبوم مجوز دار به نام ترنج داره اما آهنگ های زیباش توی آلبوم های غیرمجوز دارشه. دسترسی به اونا آسونه حتما برید دنبالش. البته این فقط یه پیشنهاده.
پیشنهاد کتاب: چون فضای این پست خیلی زنانه است بهترین کتابی که درباره زنان و حقوق از دست رفته شان منتشر شده و متعلق به یکی از فیمینیسم های معروف دینا یعنی سیمون دوبوار هست رو معرفی می کنم. کتاب جنس دوم که اگرچه به نظر من در شرایط جهانی امروز حرف زیادی برای گفتن نداره اما زنان ایرانی که دغدغه این نابرابری ها را دارند حتما باید این کتاب را بخوانند که نگاهی داره به دلایل تاریخی، فیزیولوژیکی، فرهنگی و سیاسی جنس دوم بودن زنان.
پیشنهاد کتاب: چون در ایام انقلاب 57 هستیم یکی از بهترین ها و جامع ترین کتاب های تاریخی که نگاهی اجمالی و علمی به پدیده انقلاب در ایران دارد را معرفی می کنم : «ایران بین دو انقلاب» اثر پرفسور یرواند آبراهامیان. این کتاب اطلاعات زیاد و گرانبهایی از چگونگی انقلاب های مشروطه و اسلامی بدست ما می دهد. نگاهی که بیشتر به جنبه های اجتماعی و طبقاتی انقلاب می پردازد.
پیشنهاد می کنم. رمان کوری
شاهکار ژوزه ساراماگو که روایتگر انسانیت و به قهقرا رفتن ارزش های انسانی در شرایط سخت است و پشت پرده روابط سرمایه داری و تاثیر آن بر نفس انسانها را نشان می دهد که چگونه مردان به خاطر لقمه نانی حاضر به فروش زنانشان به صاحبان نان و ثروت می شوند و سرمایه چه نقش مهمی در زندگی بشری دارد و اینکه سرانجام این انسانیت است که بر اپیدمی کوری پیروز می شود و محبت و از خود گذشتگی (قابل توجه اصلاح طلبان) رمز پیروزی است . این رمان اعتراضی در سال 1998 نوبل ادبیات را برای نویسنده اش به ارمغان آورد. و اکنون یک کارگردانی پیدا شده که فیلمی سینمایی از این اثر به یادماندنی ساخته با بازی جولیان مور که به سیاق اکثر فیلم های اقتباسی در حدو اندازه های داستان اصلی نبوده اما توانسته فروش خوبی را امسال از آن خود کند و در جشنواره کن نیز مورد استقبال منتقدین قرار بگیرد.
پیشنهاد موسیقی: فرانک سیناترا از خواننده های سبک پاپ و جز دهه ۵۰ آمریکا است که سابقه بازیگری در سینما را هم در پرونده اش دارد. خواننده ای که در عصر اعتراض و هیپی گری با موسیقی ملایم خود انسان ها را آرامش و عشق دعوت می کرد. وی آلبومی دارد به نام BEGIN THE BEGUINE که اگرچه در ایران مجوز ندارد اما می توانید به راحتی این آلبوم را که یکی از بهترین کارهای سیناترا است در مراکز فروش آثار موسیقی پیدا کنید.
هنوز به اتمام نرسیده و حتی به تازگی متوجه شدند که به علت اشتباه استراتژیک نمی توانند دو سر پل را به هم وصل کنند. در این ماجرا شهرداری رشت که مجری طرح است هیچگونه اشتباهی را به گردن نمی گیرد و اعضای شورای شهر رشت که می بایست نمایندگان مردم برای حل رفع مشکلات آنان باشند به مثابه هیات مدیره شهرداری به سختی از شهردار حمایت می کنند. این را می گویند تشریک مساعی حول منافع مشترک. به هرحال در توجیه کردن و ریخت و پاش بیت المال خوب تقسیم کار کرده اند. از طرفی نمایندگان رشت بدجوری عصبانی بوده و مدام اخطار می دهند و حتی صحبت از تخریب این پل می کنند. به هر حال امیدوارم یکبار هم که شده حق به حقدار برسد و خاطی رسوا شود. خسته شدم از این همه حق کشی....
های متعددی روبرو شده است. اما برخی ها مانند امیرقادری، نیما حسنی نسب ، امیر پوریا ، مسعود فراستی و حمیدرضا ابک پارا فراتر از گلیم خود دراز کرده و آنچنان رعایت ادب از کف دادند که به قول جواد طوسی حتی به فکر سن و سال و موهای سفید بهرام بیضایی نبودند. من فیلم جدید بهرام بیضایی را ندیدم اما حتی اگر فیلم بدی هم باشد فکر نکنم به دور از معیارهای اخلاقی نقد نویسی است که مثلا بنویسند :« استاد این چه مزخرفیه نوشتین» ، «می رن راست راستی از یه جاهایی پول کلان می گیرن که بزنند به ریشه این ابتذال دوست داشتنی» ، «بیضایی حیا کن سینما رو رها کن» ، «متن نقد: مزخرف،دیوانه،بی شعور، کم عقل، ناتوان پدرسوخته و...». نظر شما چیه؟ آیا اینها منتقدان هنری اند یا تیفوسی های روانی و لات منش فوتبال؟ آخه برادر مثلا نویسنده من این چه برخوردی است با بزرگان این مملکت ولو اینکه فیلم بدی ساخته باشد؟ چه در عرصه سیاست، چه در عرصه ورزش ، چه در عرصه هنر و چه در هر عرصه دیگری این شده عادت مردم عادی و روشنکرنماهای ما ؛ در سیاست با مصدق و خیلی های دیگر این کردیم ، در ورزش با علی دایی و خیلی های دیگر و اکنون در هنر با بیضایی و... خجالت بکشید خواهشا.
چشمان خمار و رمزآلودش بازی می کرد از زمانی که به صرافت کارگردانی افتاده فیلم های خوبی می سازد؛ فیلم هایی که از یک مشخصه مشترک بهره می برند: همگی داستانی ساده و روان دارند. فیلم آخرش به نام Chang eling نیز از این قاعده مستثنی نیست. استیوود این بار به سراغ داستان زنی رفته که فرزندش گم شده و ماجرای یافتنش ماجرای مبارزه با دستگاه فاسد پلیس لوس آنجلس است. این فیلم بسیار عاطفی است و با بازی زیبا و تاثیرگذار آنجلینا جولی نقش اصلی داستان بسیار نزدیک و قابل حس می نمایاند. جولی برای این بازی کاندیدای جایزه اسکار امسال است.
سنتی باشی و نباشی بهتر است گوش بدهی. چون این بار هنرمندی پسر استاد یعنی حافظ ناظری باقی مسایل را تحت الشعاع قرار می دهد مخصوصا در تراک 3 آلبوم که تک نوازی سه تار دارد از این ساز سنتی صدایی قوی و مشابه گیتار در می آورد؛ یک بداهه نوازی قوی که در کنار تراک های بعدی و آواز طبق معمول گرم و زیبای استاد این آلبوم را که به مناسبت سال جهانی مولوی ساخته شده کاری قابل اعتنا کرده است.
پیشنهاد فیلم : Appaloosa فیلم دیگری است که امسال یعنی ۲۰۰۸ روی پرده های سینمای آمریکا رفته است. فیلمی به کارگردانی ادهریس و بازی خود او بعلاوه وینگو مورتنسن ، جیمی آیرنز و رنه زلگور که در ژانر وسترن است. اد هریس و مورتنسن (بازیگر فیلم ارباب حلقه ها) در این فیلم نقش کلانترهای جدید شهری را برعهده دارند که می بایست یک گنگستر (با بازی مثل همیشه خوب جیمی آیرنز) را دستگیر و تحویل قانون بدهند. در میانه فیلم زنی (با بازی رنه زلگور) به شهر می آید و روابط عاشقانه و جنسی اش داستان هایی را خلق می کند که در تغییر مسیر داستان فیلم تاثیرگذار است.
پیشنهاد کتاب: خداحافظ گاری کوپر یکی از شاهکارهای رومن گاری است که در حال حاضر مشغول به خواندنش هستم. کتابی با ته مایه طنز آنهم از نوع تلخ و گزنده اش که به تمسخر ظواهر دنیای غرب و مخصوصا آمریکا و فرانسه می پردازند و از دنیای پر از جنگ و خون ریزی و دروغ و شیادی و گناه گلایه می کند و نشانه معصومیت آمریکا را گری کوپر بازیگر خوش تیپ هالیوودی می داند که با مرگش آمریکا نیز وارد دنیای پرگناهی می گردد و سپس بهترین دنیا را در سه هزار متری خشکی یعنی روی قله های کوه که به دور از تمدن و گناهکاری های بشریت است به تصویر می کشاند.
پیشنهاد موسیقی: موسیقی مدرن!! موسیقی مدرن چیزیه که نسل اول ما میگن موسیقی بدون روح، نسل دوم بهش میگن زیباست ولی خودشون گوش نمیدن و نسل سوم که ما باشیم میگیم بهترین موسیقی ، بدون اینکه گوش بدیم به بهترینهای کلاسیک. آلبوم لوح سفید اثر آرووپارت آهنگساز بنام استونیایی جزو موسیقی مدرنه اونم از نوعه مینی مالیستش که معمولا گوش دادن به این نوع موسیقی در دراز مدت خسته کننده و اعصاب خرد کنه ولی درباره این اثر نه تنها از گوش دادن بهش خسته نمیشید، بلکه آنقدر رمزآلود و زیباست که میتونید ساعتها گوش بدید و ازش لذت ببرید.
پیشنهاد کتاب : کتاب مرگ و پنگوئن نوشته آندره کورکف را من هنوز نخوانده ام و به پیشنهاد برادرم بهروز معرفی می کنم. داستان نویسنده ای است که کتاب هایش به فروش نمی رود و به دلیل مشکلات معیشتی و به دست آوردن شغلی به روزنامه ای می رود که سردبیر به وی می گوید کارش این است که باید آگهی ترحیم انسان های زنده ای بنویسد که همگی گناهکارند و بعد از چاپ آگهی تحریمشان می میرند... بقیه اش را نمی گویم چون خودم هم کف کردم از جذابیت این داستان... روایت مردی که پول او را به انتخاب بین خوبی و بدی وادار می سازد... حتما بخوانید... خودم هم می خوانم.
پیشنهاد موسیقی: سالار عقیلی و گروه دستان که چند ماه پیش توری هم در آمریکا داشتند آلبومی به بازار داده اند به نام دریای بی پایان. اثر دلنشینی است. نکته جالب هم در مورد گروه دستان که تمام اعضایش در کشورهای مختلف دنیا هستند و به گاه ضرورت دور هم جمع می شوند و بعضا هم کاری مشترک و مهم با بهترین های آواز ایران مانند شهرام ناظری و همایون شجریان برگزار می کنند.
پیشنهاد فیلم
پیشنهاد کتاب:
پیشنهاد موسیقی:
