۱- دو هفته ای بود که ننوشته بودم در اینجا که تنها جای باقی مانده نوشتنم هست. هم دسترسی به اینترنت برام سخته و هم وقت واسه نوشتن کم. چهار روزی هم رفته بودیم اردوگاه تا با شرایط سخت سربازی هم آشنا بشیم. منطقه ای در میان کوه های خاکی تهران با آب و هوایی که روزها گرم بود و شب ها به شدت سرد. اما خب خداروشکر با سخت بودنش خوش گذشت مخصوصا وقتی با بچه ها بودیم و تو چادرهای ۶ نفره ۱۰ نفره می خوابیدیم تنگ هم... از تمام دنیا هم بی خبر بودیم... اما بالاخره تموم شد و دوشنبه هم ایشاله آموزشی تموم می شه... تجربه خوبی بود اما ای کاش اصلا نبود...
۲- دوران سربازی بهترین جاست واسه کتاب خوندن. اینقدر بی کاری که می تونی تموم کتابای نخونده این چند ساله رو بخونی. تو همین مدت ۲ ماه من ۵-۶ تا کتاب نخونده رو تموم کردم. کاری که اگه توی خونه بودم نمی تونستم انجامش بدم اینقدر که کار داشتم و مشغله فکری. اما اینجا از همه چیز آزادی و راحت می تونی فکر کنی. به همه چیز ، هم به گذشته هم به حال و هم به آینده. اینکه تا به حال چه کردی و چه می کنی. از این بگذریم باید بگم بالاخره هم تونستم کتاب پاییز پدر سالار اثر گابریل گارسیا مارکز رو بخونم و هم کتاب دولت و ملت در ایران اثر همایون کاتوزیان. اولی یک رمان فوق العاده بود که از دیکتاتوری می گفت و خصلت های یک دیکتاتور و دومی که به جرات می تونم بگم یکی از بهترین کتاب های تاریخی - سیاسی بود که تا به حال خوندم. نوشته های این کتاب دقیقا همان چیزهایی بود که در این ۱۰ سال اخیر بارها از دهان اصلاح طلبان خارج شد اما حیف که به آن ها عمل نشد. اما سه رمان دیگه هم خوندم. اولی امتحان نهایی اثر خولیو کورتاسار نویسنده بزرگ آرژانتینی. هرچند که این رمان ، رمان سنگین و بعضا خسته کننده بود اما دیالوگ های خواننده هاش پر از جملات تاثیرگذار بود که جامعه بحران زده آرژانتینی را نشان می داد ، جامعه ای جهان سومی که بسیاری از ویژگی هاش شباهت عجیبی به جامعه ایرانی داشت. مخصوصا عوام زدگی مردمانش و رخوت روشنفکرانش.
کتاب دوم هم اثری از کریستوفر فرانک بود به نام میرا. رمانی که حکایت از جامعه ای بود اسیر حکومتی ایدئولوژیک که به نام شاد بودن و یکدست بودن و اتحاد مردمانش را شست و شوی مغزی می داد و بر آن ها ماسک خنده می زد و هر کس که عشق را که نماد فردیت بود را می شناخت و ماسک را از چهره می زدود محکوم به مرگ می کرد تا حتی عشق و سکس هم جمعی باشد و فردیت نابود شود و همه چیز در اختیار حاکمان قرار بگیرد.
کتاب سوم هم کتاب زندگی پیش رو اثر رومن گاری بود. یکی از زیباترین کتاب هایی که تا به حال خواندم. داستان سرگذشت پسری حرام زاده و عرب در جامعه فرانسوی که در اقلیت بودن در آن جرم است و فرانسوی اصیل بودن افتخار و در پس این پرده جنده ها جور زنان فرانسوی را باید می کشیدند. داستان حکایت تبعیضاتی بود که در فرانسه علیه خارجی ها صورت می گرفت و ضعف قوانینی که در این حوزه ها وجود داشت...
تکمله : آلبوم ترنج هم به بازار آمد. با صدای زیبا و سبک جدید خواننده پرجراتی به نام محسن نامجو. خواننده ای که با تلفیق سبک های بلوز ، جز و راک با موسیقی سنتی ایرانی بدعتی نو نهاد و مورد استقبال جامعه روشنفکری و جوانان تحصیلکرده قرار گرفت. هرچند که اکثرا نسخه های بی مجوز این خواننده را گوش کردید اما پیشنهاد می کنم برای رعایت حقوق مادی خواننده هم که شده این آلبوم را بخرید اگرچه قیمتش از اکثر آلبوم ها بیشتر است و خود من هم هنوز نخریدم...
۲- دوران سربازی بهترین جاست واسه کتاب خوندن. اینقدر بی کاری که می تونی تموم کتابای نخونده این چند ساله رو بخونی. تو همین مدت ۲ ماه من ۵-۶ تا کتاب نخونده رو تموم کردم. کاری که اگه توی خونه بودم نمی تونستم انجامش بدم اینقدر که کار داشتم و مشغله فکری. اما اینجا از همه چیز آزادی و راحت می تونی فکر کنی. به همه چیز ، هم به گذشته هم به حال و هم به آینده. اینکه تا به حال چه کردی و چه می کنی. از این بگذریم باید بگم بالاخره هم تونستم کتاب پاییز پدر سالار اثر گابریل گارسیا مارکز رو بخونم و هم کتاب دولت و ملت در ایران اثر همایون کاتوزیان. اولی یک رمان فوق العاده بود که از دیکتاتوری می گفت و خصلت های یک دیکتاتور و دومی که به جرات می تونم بگم یکی از بهترین کتاب های تاریخی - سیاسی بود که تا به حال خوندم. نوشته های این کتاب دقیقا همان چیزهایی بود که در این ۱۰ سال اخیر بارها از دهان اصلاح طلبان خارج شد اما حیف که به آن ها عمل نشد. اما سه رمان دیگه هم خوندم. اولی امتحان نهایی اثر خولیو کورتاسار نویسنده بزرگ آرژانتینی. هرچند که این رمان ، رمان سنگین و بعضا خسته کننده بود اما دیالوگ های خواننده هاش پر از جملات تاثیرگذار بود که جامعه بحران زده آرژانتینی را نشان می داد ، جامعه ای جهان سومی که بسیاری از ویژگی هاش شباهت عجیبی به جامعه ایرانی داشت. مخصوصا عوام زدگی مردمانش و رخوت روشنفکرانش. کتاب دوم هم اثری از کریستوفر فرانک بود به نام میرا. رمانی که حکایت از جامعه ای بود اسیر حکومتی ایدئولوژیک که به نام شاد بودن و یکدست بودن و اتحاد مردمانش را شست و شوی مغزی می داد و بر آن ها ماسک خنده می زد و هر کس که عشق را که نماد فردیت بود را می شناخت و ماسک را از چهره می زدود محکوم به مرگ می کرد تا حتی عشق و سکس هم جمعی باشد و فردیت نابود شود و همه چیز در اختیار حاکمان قرار بگیرد.
کتاب سوم هم کتاب زندگی پیش رو اثر رومن گاری بود. یکی از زیباترین کتاب هایی که تا به حال خواندم. داستان سرگذشت پسری حرام زاده و عرب در جامعه فرانسوی که در اقلیت بودن در آن جرم است و فرانسوی اصیل بودن افتخار و در پس این پرده جنده ها جور زنان فرانسوی را باید می کشیدند. داستان حکایت تبعیضاتی بود که در فرانسه علیه خارجی ها صورت می گرفت و ضعف قوانینی که در این حوزه ها وجود داشت...
تکمله : آلبوم ترنج هم به بازار آمد. با صدای زیبا و سبک جدید خواننده پرجراتی به نام محسن نامجو. خواننده ای که با تلفیق سبک های بلوز ، جز و راک با موسیقی سنتی ایرانی بدعتی نو نهاد و مورد استقبال جامعه روشنفکری و جوانان تحصیلکرده قرار گرفت. هرچند که اکثرا نسخه های بی مجوز این خواننده را گوش کردید اما پیشنهاد می کنم برای رعایت حقوق مادی خواننده هم که شده این آلبوم را بخرید اگرچه قیمتش از اکثر آلبوم ها بیشتر است و خود من هم هنوز نخریدم...+ نوشته شده در پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 8:18 بعد از ظهر  توسط بابک مهدیزاده
|





