تبليغاتX
کافه اوتوپیا

آخرین مقاله ام در روزنامه اعتماد

نقدي بر عملکرد اصلاح طلبان در حوزه دفاع از حقوق بشر
 
گستره حقوق بشر


جامعه مدني بي رعايت حقوق بشر امکان پذير نيست و يکي از اهداف شرکت دموکراسي خواهان در انتخابات و رسيدن به قدرت همانا پاسداري از حقوق بشر در تمام حيطه ها است. اما اصلاح طلبان ايران چند صباحي است که دم برنمي آورند. نه از بيانيه يي خبري است و نه همايشي. در اين سال هاي دور از قدرت تنها يک همايش براي دفاع از حقوق بشر برگزار شد که آن هم مربوط به لبناني ها بود و حزب الله که زير موشک باران اسرائيلي ها بودند.
ادامه را در اینجا  بخوانید.

+ نوشته شده در  شنبه 30 دی1385ساعت 2:15 بعد از ظهر  توسط بابک مهدیزاده  | 

خیلی مدت بود سری به دنیای وبلاگ ها نزده بودم. از وبلاگ خودم هم غافل شده بودم. دلیلش هم درگیری با انتشار اولین شماره هفته نامه پنجره نو بود. اما بالاخره این هفته نامه منتشر شد و سراسر کشور توزیع گردید.
خدا رو شکر.
در اولین شماره دور جدید «پنجره نو» دو مقاله از نوشابه امیری و مسعود بهنود چاپ شده. همچنین مصاحبه هایی با احمد شیرزاد ، امیر محبیان ، غلامعباس توسلی، دکتر صادق زاده ، جعفر پناهی ، سیامک گلشیری ، ایرج راد ، دیوید لینچ و ... در این شماره وجود دارد.
این هفته نامه فعلا ۱۲ صفحه است و هر دو هفته یک بار در سراسر کشور توزیع می گردد. می توانید ژنجره نو را از دکه فروشی ها بخرید. ممنون هم می شوم نظرتان را درباره اولین شماره اش بدانم.
راستی تا یادم نرفته ، سردبیر هفته نامه آرش بهمنی ، دبیر سرویس سیاسی خودم ، دبیر سرویس جهان فرشاد قربانپور ، دبیر سرویس اقتصادی رضا خسروی ، دبیر سرویس تئاتر بهرام تشکر هستند. دبیران سرویس های بعدی نیز در روزهای بعد معلوم می شوند. چه کنیم دیگر...

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 دی1385ساعت 10:40 بعد از ظهر  توسط بابک مهدیزاده  | 

آقا این بازی یلدا به قول خانم مریم شبانی داره وبلاگستان را از جا می کنه و به قول عادل فردوسی پور چه می کنه این وبلاگستان. سه تن از دوستان عزیز مرا هم دعوت کردند ؛ آرش بهمنی ، بهروز صمدبیگی و سهیل آصفی. من هم از دوستان خوبم کریم ارغنده پورسیامک قلیزاده، کامیار چایچی  ، پویا محسنی و علی هنری و خالواش دعوت می کنم.

همچنین افشین خان وبلاگی راه انداخته با عنوان باغ هنر  بم والپر در استقبال از آن  پیشنهاد داده  که بعد از بازی یلدا تجربه مشابهی در مورد بم تکرار شود و اهالی بلاگستان به این دو سوال جواب بدهند:

1- روز 5 دی 82 که بم لرزید، کجا بودید؟ خبر را از کی و کجا و چگونه شنیدید؟ چه حالی پیدا کردید؟

2- بهترین خبری که دوست دارید درباره بم بشنوید، چیست؟ واقعی باشد یا آرزو هم فرقی نمی کند.

پس ابتدا به بازی یلدا بپردازم و بعد هم دو سوال درباره بم.

بازی یلدا

1-     بسیار عصبی هستم و تاحدودی هم روانی. یعنی اگه از چیزی خوشم نیاد می زنم درب و داغونش می کنم. مخصوصا سرکار. وای به حال همکارام اگه خوب کارشونو انجام ندن خشتکشونو می کشم سرشون(بلانسبت خانما). داد و فریاد جزو لاینفک بنده است و عاشق نعره کشیدن هستم تا رگای صورتم از جا پاره شوند و خون جلوی چشمانم را بگیرد. اینطوری خداوکیلی آروم می شم و بعد از 2 دقیقه دوباره خنده می کنم و شروع می کنم به شوخی و اذیت دیگران. اطرافیان من هم عادت کرده اند و حال می کنن با اخلاق عجیبم. وقتی داد می زنم دوستان ساکت می شن و همین که فورا خنده می کنم آن ها هم فحش می دن.

2-     حال و حوصله تیپ شخصیت ندارم. از وقتی هم که وارد حرفه خبرنگاری شدم بعضی از این احمقای شق و رق که فکر می کردن خدای روزنامه نگاری هستن بهم پیشنهاد می کردن کت و شلوار بپوشم و بیام تو جلسات رسمی مدیران مملکتی. منم که همش 18 ، 19 سالم بود از فکر پوشیدن کت و شلوار خنده ام می گرفت. واسه همین جز تو عروسی ها و جشن ها هیچ جای دیگه کت و شلوار نمی پوشم و همیشه با تیپ لی و اسپرت و لباس های اجق وجق حال می کنم و سابقا هم موهای بلند داشتم که موجب تعجب بسیاری از دوستان اهل سیاست و مطبوعات شده است.

3-     عاشق موسیقی و رمان و سینما هستم اما هیچ وقت نفهیدم که کدومیکی رو از بقیه بیشتر دوست دارم. همه جور آجیل هم گوش می دم تو دنیای موسیقی. از داریوش ، اسطوره ایرانی بگیر تا استاد شجریان و از پینک فلوید ، اسطوره دنیا بگیر تا جیپ سی کینگ و کریس دبرگ. البته 10 ، 20 نفر دیگه رو هم دوست دارما... خلاصه راک و رپ و پاپ و سنتی و فولکوریک واسم فرق نمی کنه . تو سینما هم زیاد با فیلمای ایرانی حال نمی کنم اما عاشق هالیوودم. در مرحله بعد هم با فیلمای اروپایی مخصوصا از نوع فرانسوی و ایتالیاییش حال می کنم. عشق براد پیت و جانی دپ و رابرت دنیرو و آل پاچینو و نیکل کیدمن و کاترین زتاجونز و بوریس ویلیس و کوین کاستنر و صدتای دیگه از این دست هم هستم. تو رمان هم با رمانای روسی صفا می کنم بعد هم اسپانیولی زبان.

4-     عاشق خواب و عذا هستم. اصلا معتقدم که آدم واسه همین دو چیز زندگی می کنه. (حالا شاید یه چیزای دیگه هم باشه ، لطفا تعبیر بد نکنیدا) دیوانه کباب هستم. دوستام می گن واحد شمارش پول من برمبنای یک پرس کبابه. راست می گن چون قیمت هرچیز رو با قیمت یک پرس پلوکباب محاسبه می کنم. خواب هم دوست دارم اما هیچ وقت موفق نشدم که از ساعت 10 صبح بیشتر بخوابم حتی اگه تا ساعت 4 صبح هم بیدار باشم اما در عوضش 25 سال است که هر روز از ساعت 2 تا 4 در خواب ناز هستم و پریز تلفن و موبایل را هم قطع می کنم تا کسی مزاحم نشود.

5-     عاشق خانواده ام هستم. بدجوری به مادرم عادت دارم و دوری از او دیوونم می کنه . واسه همین بعضی ها بهم می گن بچه ننه. هرچند تا به حال نگفتن چون اون خصیصه اولم رو می شه و این مشته که حواله دهان مبارکشان می شه. علاوه بر خانواده ، به شدت هم رفیق بازم. شب زنده داری و مسافرت های مجردی زندگی منه.

 

در مورد بم

1-     روز حادثه بنده و دوستانم کوه رفته بودیم و از دنیا بی خبر مشغول تفریح بودیم. همین که برگشتیم با اون صحنه های دلخراش تو تلویزیون مواجه شدیم و لذت تفریح کوفتمان شد.

2-     دوست دارم بشنوم تبدیل به زیباترین شهر ایران شده و توریست پذیرترین منطقه دنیا و البته آزادترین.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 دی1385ساعت 10:50 بعد از ظهر  توسط بابک مهدیزاده  | 

 

این روزها روز تبریک است. همه به هم تبریک می گویند. من هم تا از قافله عقب نماندم تبریکاتم را ابلاغ کنم.

اول از همه به تمام مسلمین عید قربان را تبریک می گم بعد به مسیحی ها تولد حضرت مسیح و شروع سال میلادی را. به عراقی ها و البته هموطنان عزیزمان که زخم خورده صدام حسین هستند نیز اعدامش را تبریک می گویم. به صداوسیما هم تبریک می گم که عجب فرمودند و بعد از چند صباحی ، فیلم های جذاب و دیدنی به نمایش گذاشتند. آقا کلا از همه دست اندرکاران برنامه ، پخش ، نودال ، تدوین ، نور ، صدا ، امپکس و بقال سرکوچه تشکر می کنیم و به همه عزیزان تبرک عرض می کنیم.

دو خبر هم دارم. اول اینکه هفته نامه پنجره نو تا هفته آینده منتشر می شود. با بچه ها تصمیم گرفتیم فعلا هر دو هفته یک بار منتشر کنیم تا بعد از عید. با بچه های گیلان منتشرش می کنیم اما در سطح کشوری. ویژه نامه محلی اش را هم عده ای از جوانان مستعد گیلانی درمی آورند. سردبیر پنجره نو دوست عزیزم آرش بهمنی است و بنده هم دبیر بخش سیاسی این هفته نامه هستم. باقی هم آشنا نیستند اما با انتشار این هفته نامه تا چندی دیگر آشنا خواهند شد. برای شماره اول هم مقاله تحلیلی نوشتم درباره آرایش نیروهای اصلاح طلب کشور بعد از انتخابات شوراها. چند مصاحبه و گزارش خواندنی هم داریم : دو مصاحبه سیاسی با محسن آرمین و امیرمحبیان ، یک مصاحبه در حوزه اندیشه با غلامعباس توسلی ، یک مصاحبه هنری با سیامک گلشیری و یک گزارش خواندنی از سردبیر جوانمان درباره روشنفکران ایرانی که در دو مکتب فرانسه و انگلیس درس خواندند. ایشاله هرچه زودتر منتشر شود تا پنجره ای نو برای جریان اصلاحی شود. پس به بچه های زحمتکشی که این هفته نامه را منتشر خواهند کرد تبریک می گویم.

با بچه های فعال و خوش فکر گیلان سازمان ادوار تحکیم وحدت را راه انداختیم. بنده و شش نفر دیگر از اعضای هیات موسس هستیم. درصددیم با عضویت 21 نفر به زودی مجمع عمومی را راه بیاندازیم بعد هم شورای مرکزی و بعد هم آغاز رسمی فعالیت مان. قصد داریم نشست های متعددی داشته باشیم و نقدهای کتاب و سیاست بگذاریم. انگیزه مان این است که دور هم باشیم و کار فکری بکنیم. پس به تمام دوستانی که عشق کار فکری و فرهنگی هستند راه اندازی سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت) شاخه گیلان را تبریک می گویم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 دی1385ساعت 0:1 قبل از ظهر  توسط بابک مهدیزاده  | 

عباس عبدی  کرباسچیمیثمی

به مناسبت شب یلدا گفت و گوهای دوستانه ای داشتم با لطف الله میثمی ، غلامحسین کرباسچی و عباس عبدی که بی ارتباط با سیاست و انتخابات شوراها هم نیست. این مصاحبه ها در روزآن لاین چاپ شده. می توانیداینجابخوانید.

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1385ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط بابک مهدیزاده  |