1- دفتر سازمان ادوار تحکیم توسط ماموران قضایی بازرسی شد و اسناد و اموال این سازمان ثبت و ضبط گردید. از آن طرف هم از ورود دانشجویان ستاره دار به دوره کارشناسی ارشد ممانعت به عمل آمد. دبیر کل سازمان ادوار تحکیم هم که در زندان است و دانشجویان زیادی هم اینچنین و دفاتر انجمن های اسلامی هم که یکی یکی بسته می شوند. خب این ها از مرحمت دولت جدید است. همان دولتی که می خواست مهرورز باشد اما مهر تاییدی زد به هشدار آن هایی که در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری گفته بودند فاشیسم در راه است.
در سکوت روشنکفران و سیاسیون این دانشجویان هستند که مدام در حال فریاد کشیدند پس باید صدایشان در نطفه خفه شود. این سخت گیری ها و برخوردها به خاطر همین نفس کشیدن هاست. باید جلوی آخرین رمق را هم گرفت....
2- دولت عزیز سخت در پی اسلامی کردن همه چیز این مملکت است. ماهواره ها را جمع می کند ، مانتوها را بلند می کند ، بی حجاب ها را دستگیر می کند ، دانشگاه ها را اسلامی می کند ، علوم انسانی را محدود می کند ، دانشجویان را فرامی خواند که بر سر اساتید سکولار فریاد بکشند ، این ها همه هیچ چی تازه به این نتیجه رسیده اند که کار را باید از پایه درست کرد. به سراغ مدارس رفتند و ضمن آوردن معلمان پرورشی و ایجاد دوباره گزینش برای استخدام و همچنین استتار مدارس دخترانه ، دبیران مرد را هم از این دبیرستان ها بیرون کردند تا مدارس اسلامی داشته باشند. اما کسی نیست که به این ها بگوید با این جداسازی های 27 ساله پس چرا آمار لواط در قم تاسف بار است و اکثریت همین نوجوانانی که در مدارس از هم جدا هستند تجربه های جنسی دارند؟
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 9:23 قبل از ظهر  توسط بابک مهدیزاده
|
روزنامه شرق تعطیل شد. همین... به همین سادگی صدها نفر از نان خوردن افتادند و بیکار شدند. می بینید چقدر راحت تو مملکت ما آدم ها بیکار می شوند... تازه چهارشنبه می خواستم برم تهران حق التحریرمو از شرق بگیرم... آخه شانس ما رو باش... حکومت حتی شرق رو هم نتونست تحمل کنه. دیگه چی باید گفت به این حکومت... خب نوبت بعدی اعتمادملیه فکر کنم که حسابی تند داره می ره روی مخ دولت ... یکی از بچه های گروه سیاسی شرق بهم گفت دیگه امیدی نیست به انتشار دوبارش. می گفت دادستانی گفته بیش از 100مورد شکایت دارین اون کاریکاتور رو هم کشیدین حالا قوز بالا قوز شده. همون کاریکاتوری که یه خر رو کشیدن که بالای سرش یه هاله نورانیه و تو صفحه شطرنح واستاده درمقابل یه اسب سفید. اپوزیسیون شرق رو متهم می کرد به روزنامه دادستانی و راست ها هم چشم دیدن شرق رو نداشتن. به هرحال شرق تعطیل شد. اونا دنبال یه بهونه می گشتن که پیدا کردن. تازه کارم اونجا شروع شده بود که ترکش این تعطیلی به من هم گرفت. خب برادرا خسته نباشن. ولی خداییش از این ناراحت نیستم حتی سر سوزنی. از این دارم می سوزم که چرا حاکمیت حتی روزنامه ای مثل شرق رو هم نمی تونه تحمل کنه... بابا آدم تو این مملکت دیوانه می شه از بس که باید خفه شه...
+ نوشته شده در دوشنبه 20 شهریور1385ساعت 4:57 بعد از ظهر  توسط بابک مهدیزاده
|
این هم شعری از سیاوش کسرایی برای 17 شهریور
ژاله بر سنگ افتاد، چون شد
ژاله خون شد
خون چه شد؟خون چه شد؟
خون جنون شد
ژاله خون کن،خون جنون کن
سلطنت زین جنون واژگون کن
ژاله بر گل نشان، گل پران کن
بر شهیدان زمین گلستان کن
نام گم نام ها جاودان کن
تا به صبح اید این شام تیره
در شب تیره اتشفشان کن
دست در کن
شو خطر کن
خانه ظلم زیر و زبر کن
جان خواهر
کارگر،روستایی، برادر
پیشه ور، ای جوان، ای دلاور
ما همه یک صف و در برابر
آن ستم کاره، آن تاج بر سر
دست در کن
شو خطر کن
خانه ظلم زیر و زبر کن
خواهر من، گرامی برادر
چون به هر حال تنهاست مادر
من به خاک اوفتادم تو بگذر
بهر ایجاد دنیای بهتر
دست در کن
شو خطر کن
خانه ظلم زیر و زبر کن
ای شما ای صف بی شماران
اشک من در نثار شمایان
بر سر هر گذرگاه و میدان
ژاله شد، ژاله شد
ژاله چون شد
ژاله خون، ژاله دریای خون شد
خون جنون
خون جنون
سلطنت واژگون
سلطنت واژگون
(ای کاش آن خون ها به تمام اهدافشان می رسیدند....)
+ نوشته شده در شنبه 18 شهریور1385ساعت 1:8 بعد از ظهر  توسط بابک مهدیزاده
|
رویا پردازان شهر خیال
ششمین رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران خبرسازترین رییس جمهور هم هست شاید و البته متفاوت از سایرین. او با شعار تغییرات اساسی در کشور به صحنه آمد. شعارهایی که حتی خاتمی اصلاح طلب نیز به طرحشان نپرداخته بود.
احمدی نژاد آنچنان در پی تغییرات و نقد دولت های قبلی برآمد که به تغییر گسترده کابینه و مدیران میانی اکتفا نکرد و در ظاهر نیز رفتارهایی متفاوت نشان داد. چراغ اتاق کارش ساعت 5 صبح روشن می شود ، سعد آباد را محل کارش نمی کند ، چندان به ظاهر و لباس هایش توجهی نشان نمی دهد و اگر رییس جمهور سابق همواره در انتخاب رنگ لباس هایش و مرتب بودن ریشش دقت می کرد این یکی وقعی به این امور نمی نهد تا بیشتر شبیه عموم مردم شود. دستور داده است تا ادارات به جای قند از خرما استفاده کنند و چای خارجی را هم ممنوع کرده است. در تهران هم جلسات هیات دولت را کمتر برگزار می کند و سعی برآن دارد تا هر هفته به استانی سفر کند و جلسات را آنجا برگزار نماید تا هم با عموم مردم و علی الخصوص مناطق محروم – همان هایی که بیشترین رای را به او دادند- آشناتر شود و هم طرح ها و لوایح آن دیار را بسامان کند. اینگونه است که اگر سید محمد خاتمی در اوایل ریاست جمهوری اش ارتباط تلفنی با مردم برقرار کرده بود احمدی نژاد خود به میان مردم می رود. اگر خاتمی در اواخر ریاست جمهوری اش به استادیوم آزادی می آید تا دیدار تیم ملی را تماشا کند احمدی نژاد لباس فوتبال می پوشد و با ملی پوشان تمرین پنالتی می کند. اگر خاتمی در سخنرانی هایش با ایراد خطابه های سنگین و علمی اما پرشور مردم را به هیجان می آورد و دل از همه می ربایید احمدی نژاد غیررسمی حرف می زند و هیچ خستی در به کار بردن کلمات عامیانه نشان نمی دهد تا همانند شنوندگانش شود. طرز صبحت او و خطابه هایش آنچنان است که همواره مورد توجه رسانه های داخلی و خارجی قرار می گیرد. اما تفاوت ها به اینجا ختم نمی شود.
اگر خاتمی شعارش را تحقق دموکراسی و جامعه مدنی کرده بود و مخاطبینش اکثرا روشنفکران بودند تا با تئوریزه کردن مفاهیم دموکراسی در پی تحقق جامعه مدنی باشند ، احمدی نژاد بربالای پوسترهای تبلیغاتی اش «عدالت اجتماعی» را شعار خود کرد و هدف را در تغییرات اجتماعی و البته اقتصادی جستجو کرد. هرچند که بیشترین لایحه و طرح را در خصوص مسایل اقتصادی داشت اما بیشترین مصوبه و دستور العمل را در حوزه اجتماعی به کار برد. تغییرات اجتماعی بیشتر به چشم خورد تا تحولات اقتصادی. چه آنکه در تحولات اجتماعی حمایت اکثریت طرفدارانش را با خود داشت. حمایتی که در حوزه اقتصادی و تحولات این عرصه از او تا حد زیادی دریغ شد.
در گام اول 3 کاندیدای مهم ترین وزارتخانه احمدی نژاد یعنی وزارتخانه نفت – باتوجه به شعارهای اقتصادی اش که مبتنی بر آوردن نفت بر سر سفره مردم بود – توسط مجلس همفکر او تایید صلاحیت نشدند ، لایحه تشکیل صندوق مهر رضا (ع) که در همان سفر اول هیات دولت در مشهد و در بارگاه امام رضا (ع) توسط رییس جمهور و یارانش در دولت تصویب شده بود در مجلس رای نیاورد ، همان صندوقی که ایجاد آن یکی از مهم ترین شعارهای رییس جمهور بود برای اعطای وام ازدواج و مسکن به جوانان ، متمم بودجه سال 84 هم با مخالفت های شدید مجلس روبرو شد. حتی مجلس اعلام کرد که فقط به خاطر شرایط اضطراری مملکت فوریت لایحه دولت مبنی بر برداشت چهار میلیارد و 800میلیون ریال از حساب ذخیره ارزی را به تصویب می رساند ، حملات به لایحه بودجه سال 84 روز به روز بیشتر شد و سرانجام نیز نظر بینابین مجلس و دولت اعمال گردید ، خوش چهره نماینده مجلس هفتم که زمانی مشاور اقتصادی احمدی نژاد در انتخابات بود او را به جهت سیاست های اقتصادی اش به چالش کشاند و از او دعوت به مناظره کرد و از سوی دیگر احمد توکلی و یارانش همصدا با منتقدین اصلاح طلب دولت سیاست های دولت را تورم زا عنوان کردند. رییس جمهور در سفرهای استانی اش طرح های بسیاری را مصوب می کند که بودجه زیادی نیاز دارد ، برای تامین بودجه مورد نیاز هم از حساب ذخیره ارزی برداشت می شود که این روزها با افزایش قیمت نفت پرتر از گذشته شده است. به عبارتی همان سیاست آوردن نفت بر سر سفره مردم دارد اعمال می شود تا هرچه سریع تر شعارهای رییس جمهور به بار نشیند و انتخابات پیش رو نیز تحت تاثیر این موفقیت ها به سود همفکران تمام شود. و این سیاست ها در حالی اعمال می شود که بسیاری از اقتصاددانان از ایجاد تورمی بزرگ در آینده ای نزدیک خبر می دهند. تورمی که ناشی از خالی شدن حساب ذخیره ارزی و عدم سرمایه گذاری در صنایع پایه و اتمام طرح های عمرانی است. اما دولت بی توجه به این هشدارها اطمینان می دهد که تورم را کنترل می کند تا نتیجه سیاست هایش هرچه سریع تر برای مردم ملموس و محسوس شود. اما به واقع در حوزه اقتصاد هیچ طرح مهمی که مختص دولت جدید باشد و به سود مردم ، مصوب نشده است ، تا بتوان گفت انقلابی در این عرصه ایجاد شده است آنگونه که از شعارها انتظار می رفت. به جز آنکه برداشت از حساب ارزی زیادتر شده است.
در حوزه سیاست داخلی اما کم کم بوی تغییرات اساسی به مشام می رسد .هرچند که مطبوعه ای توقیف نشده است و با بازداشت های گروهی رخ نداده است آنگونه که در دوره اصلاحات بود اما تک چهره هایی روشنفکر و سیاسی دستگیر شدند به اتهامات مختلف ازجمله براندازی نرم. هرچند که آثار و علائم آن خطری که در انتخابات دور دوم هشدارش داده می شد تاکنون چندان دیده نشده است و اگر برخوردهایی صورت گرفته در زمان خاتمی هم رخ داده بود اما نحوه برخورد دولت جدید با NGO ها و قطع یارانه احزاب و برخوردهای صورت گرفته با دانشجویان چشم انداز امیدوار کننده ای را حداقل نوید نمی دهد. مخصوصا که نحوه برگزاری انتخابات شوراها و خبرگان دموکرات های ایرانی را دچار نگرانی کرده است که مبادا دموکراسی نیم بند انتخاباتی در ایران نیز به فراموشی سپرده شود.
اما خبرسازترین عرصه ، حوزه سیاست خارجه بوده است. اگرچه رییس جمهور ایران طبق قانون کمترین نقش را در این حوزه دارد – چون تصمیم گیری های مهم در عرصه سیاست خارجه برعهده مقام رهبری و شورای عالی امنیت ملی است – اما خبرسازتر از هرمقام دیگری بوده است. احمدی نژاد در واقعه هولوکاست شک می کند ، خواستار محو اسرائیل از نقشه کره زمین می شود ، درخواست حکیم برای مذاکره با آمریکا را قبول می کند ، به بوش نامه می نویسد و او را به دین الهی و راه انبیا و صلح دعوت می کند ، از نوشتن نامه ای به پاپ خبر می دهد و در مقابل پیشنهاد جدید اروپایی ها برای برون رفت ایران از مشکل هسته ای خطاب به آن ها می گوید : « شما به ما شر نرسانید ما خیرتان را نخواستیم.» و در آخر هم پیشنهاد مناظره با بوش را می دهد اما با همه این سخنانی که همواره تیتر یک رسانه های خارجی است تحول خاصی در سیاست های خارجی ایران دیده نشده است ، حداقل نه آنگونه که حامیان احمدی نژاد القا می کنند که ایران دیگر دست از مذاکره کشیده است و گفت و گو را شگردی مختص دولت های غربی برای « گذاشتن ملت ها برسر کار» می داند و زین پس راه خود می رود برای رسیدن به حقش که تاکنون از آن بازمانده بود ، بی توجه به تهدیدات غربی. در عمل و عرصه نتیجه اما آن چیزی که شاهدش هستیم نه آن خطری است که روشنفکران اروپایی از آن نگران هستند و نه آن تغییر استراتژی ایران. نه آمریکا به ایران قصد حمله دارد و نه ایران خط و نشان برای دنیا می کشد. تصمیم گیرندگان اصلی سیاست خارجی ایران همچنان به مذاکرات پشت پرده و آشکار ادامه می دهند و امتیاز می گیرند و امتیاز می دهند. لاریجانی و متکی هم به عنوان سفیران ایران در گفت و گو با رسانه های خارجی همواره صحبت از دموکراسی در ایران و صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای و نظارت کشورهای خارجی بر این فعالیت ها می کنند. هرچند صحنه سیاست خارجه و پرونده انرژی هسته ای خطری است برای کشور اما 28 سال تجربه و موقعیت استراتژیک جغرافیایی ایران ، سلاح های خوبی هستند برای به سلامت بیرون آمدن از این کارزار. از این روست که در راس تیم مذاکره کننده ، لاریجانی قرار دارد که 28 سال تجربه در بالاترین مقام های کشوری را کسب کرده و این بهترین پشتیبانش در این راه است ، نه احمدی نژاد که بیشترین تجربه اجرایی اش قبل از ریاست جمهوری به دوره یکساله خدمتش در شهرداری تهران برمی گردد.
اما حوزه اجتماعی و حوزه فرهنگ بیشترین تحول را داشته اند. همان دو حوزه ای که کمترین تغییرات در آن محسوس ترین نتایج را در پی دارد و به سرعت واکنش ها را برمی انگیزد. دستور داده شده است که روزنامه نگاران به رسالت واقعی خود عمل کنند ، موسیقیدانان به موسیقی فاخر بپردازند! ناشرین کتاب های مورددار را چاپ نکنند ، سینما مظاهر دینی را بیشتر نشان دهد و صداوسیما هم از نشان دادن مظاهر لیبرالیستی و سکولاریته خودداری کند. هرچند که تاکنون این دستورات تمام و کمال به مرحله اجرا نرسیده است اما اهالی این وادی را دچار تردید کرده است.
اما در حوزه اجتماعی دستورات اجرا شده است ، با آنچه که بدحجابی معرفی شده است برخورد می شود ، همان کاری که اصولگرایان در 8 سال اصلاحات مدام به خاتمی گوشزد می کردند ، هرچند که مجلس آرام تر با قضیه برخورد می کند و طرح لباس ملی را تصویب می کند. در این میان رییس جمهور دستور می دهد که زنان می توانند به استادیوم آزادی وارد شوند ، دستوری که پس از چند روز با اعلام مخالفت مراجع تقلید و نظر رهبری پس گرفته می شود. همچنین مدت خدمت سربازی به 24 ماه افزایش می یابد و نیروی انتظامی هم برای چگونگی همکاری بیشتر با نیروهای بسیج همایش می گذارد. ماهواره ها از سقف خانه ها جمع آوری می شود و بسیج نیز پس از سال ها همراه با نیروی انتظامی دوباره برسر تقاطع ها ایست بازرسی می گذارد.
در یک نگاه کلی می توان گفت که ایران در عرصه خارجی سرگرم حل مهم ترین مساله چند سال اخیرش است و در عرصه داخلی هم دارد اجرا گذاشتن تفکرات جدیدی را تجربه می کند. این تفکر هیچ گاه شعارهای دموکراتیک نداده است ، به جامعه مدنی هم اصلا اعتقادی ندارد، دوست دارد نفت را سر سفره مردم بیاورد تا مشکلات معیشتی آن ها را در کوتاه ترین زمان حل کند ، هدفش کسب عزت نفس در عرصه خارجی است و با حرف هایش دنیا را به تعجب وا می دارد ، نسبت به مسایل فرهنگی حساسیت زیادی دارد و در عرصه اجتماعی نیز بیشترین سخت گیری را می کند اما به یک چیز مسلما واقف است و آن رای مردم است. می داند که طبق قانون نمی تواند برخلاف مصوبات مجلس عمل کند. پس نه می تواند سیاست های اقتصادی اش را تمام و کمال به خاطر مخالفت های مجلس نشینان عملی کند نه در عرصه اجتماعی آرمان هایش را به خاطر انتخابات هایی که در پیش است به منصه ظهور برساند. در عرصه سیاست خارجه نیز که تصمیم گیرنده اصلی نیست و در عرصه سیاست داخلی هم فرصت می خواهد برای طرح تغییراتی که احیانا در سر دارد. آن ها طرح های زیادی در سر دارند ، طرح هایی که شاید در مرحله اجرا و در عرصه پاسخگویی مجالی برای تحقق نیابند.
خلاصه آنکه ایران کشوری است با 70 میلیون جمعیت و تفکرات مختلف ، در هزاره سوم میلادی ، در جهانی که به دهکده ای می ماند ، همان دهکده مک لوهان ، همان جهان کوچک اطلاع رسانی الوین تافلر. در این دنیا مدینه فاضله رویاهایمان را در عرصه قدرت و اجرائیات و واقعیات تا چه حد می توان تحقق یافته دید؟ این سوالی است که دولت احمدی نژاد در این یک سال تاحدودی به آن پاسخ داده است و در آینده جواب های روشن تری هم ارائه می دهد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 8 شهریور1385ساعت 10:3 بعد از ظهر  توسط بابک مهدیزاده
|